دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر تا وارد خیابون یکطرفه میشه پلیس میگرتش ، پلیسه میگه کجا با این عجله؟ غضنفر میگه هر جای می خواستم برم دیگه دیر شده ببین همه دیگه دارن برمی گردن!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به غضنفر میگن: با «کوش» یک جمله بساز، گفت: شلوار من کوش؟ گفتند: این که نشد، «کوش به معنی کوشش.» گفت: شلوار من کوشش؟ گفتند: بابا، «کوشش یعنی کار.» گفت: خب از اول می‌گفتین، شلوار کار من کوشش؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر عقب عقب راه میرفته، ازش میپرسند: چرا اینجوری راه میری؟ میگه:آخه بچه‌ها میگن از پشت شبیه آلن دلونی!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

غضنفر تلویزیون میخره بعد کنترلشو پس میاره به صاحب مغازه میگه بیا داداش این ماشین حساب توش بود ما حرومی بهمون نمیاد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@شقایق من رفتم ... خداحافظ

rozbeh
rozbeh
در دوره

بد‌ترین بلایی که سر دوست پسرتون میتونین بیارین: تو دانشکده دره کلاسشو بزنی‌ به استاد بگی‌ با فلانی‌ کار دارم میگه چیکارش داری؟ میگی‌: مامانش براش لقمه آورده

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

وااااااای چه فیلم قشنگی ... خیلی باحال بود فیلمش ... توصیه میکنم شما هم ببینید The Lightning Thief 2010

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

یه روز @آقـا اَمـیـن خودشو تو آینه میبینه با خودش میگه این چقدر آشناست؟ بعد از یه ساعت فکر کردن میگه آهان این همون آدمیه که امروز تو آرایشگاه یه ساعت زل زده بود به من!!

آزاده ایــرانی
224125_111061118979839_100002278530027_107409_6853485_n.jpg آزاده ایــرانی
در دوره

دخترک برگشت چه بزرگ شده بود پرسیدم : پس کبریتهایت کو ؟ پوزخندی زد . گونه اش آتش بود ، سرخ ، زرد ... گفتم : می خواهم امشب با کبریتهای تو ، این سرزمین را به آتش بکشم ! دخترک نگاهی انداخت ، تنم لرزید ... گفت : کبریت هایم را نخریدند سالهاست تن می فروشم ... می خری !!!؟؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

به @آقـا اَمـیـن گفتن بیا شرکت نفت ۱۵ روز کار ۱۵ روز استراحت ماهی ۳۰۰ هزار تومان ، @آقـا اَمـیـن کمی فکر کرد گفت : نمیشه اون ۱۵ روز هم نیام ماهی ۱۵۰ تومان بدین بهم؟؟ !!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@آزاده ایــرانی تو هواپیما تفنگشو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟ میگه :آخه دوستم گفت قراره از اونجا قاچاقی ببرم دوبی.

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

@شقایق میخواسته یک کبریت سوخته رو روشن کنه، (طبعاً) هرچی میزده کبریت مادرمرده روشن نمیشده. رفیقش بهش میگه: بابا خوب شاید کبریتش خرابه! @شقایق یگه: نه بابا، ایلده همین پنج دقیقه پیش روشن شد!

آزاده ایــرانی
آزاده ایــرانی
در دوره

تورا در قلب شعرم میگذارم. به دست بادو باران میسپارم . تمام شعر من یک جمله بشنو تورا تا بی نهایت دوست دارم.

این ارسال را بازنشر کرده است.