واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
اون دوره گذشت كه عشق و عاشقى برايم رنگى داشت...ياد گرفتم...دستانم اين بار كه يخ كرد...ديگر دستانت را نگيرم...! آستين هايم از تو با ارزشتر و ماندنى ترند...!!!
میگفت : ... باران باشد و ... تو باشی و ... یک خیابان بی انتها .... به دنیا می گویم ... خداحافظ ... ! [ من بودم و ... باران بود و ... یک خیابان ... و " او " رفت !]
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 10 روز و 18 ساعت و 42 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی