واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
هنوز زمان خرید مودم یا روتر جدید نرسیده است
بسیاری از افراد هنگامی که حسابی از دست روتر یا مودم وایرلس شان به تنگ آمده و عصبانی می شوند. در اولین قدم اقدام به خرید روتر نو و گرانقیمتی می کنند که جانشین خوبی برای ابزار معیوب قبلی به نظر می رسد. اما واقعیت این است که همیشه قبل از خرید مودم یا روتر جدید، کارهای فراوانی برای بهبود سرعت و پوشش شبکه بیسیم و حفظ پول تان می توانید انجام دهید. حتی برخی اوقات خرید مودم/روتر وایرلس جدید هم مشکلی را حل نخواهد کرد. پس عجله ای برای انجام این کار نداشته باشید.
گشت و گذار میان کانال ها
احتمالا می دانید که فرکانس 2.4 گیگاهرتز یکی از پرکاربردترین و عمومی ترین باندهای فرکانس عمومی و رایگان مورد استفاده در دستگاه های مختلف است. علاوه بر مودم بیسیم تان می توانید ابزارهای فراوانی را در منزل خود یا خانه همسایگان بیابید که از این باند فرکانسی استفاده می کنند: تلفن های بیسیم، امواج تولیدی فر مایکروویو و...
و اینجا است که داستان کمی مشکل می شود و تداخل امواج باعث بروز مشکلات مختلفی می شوند. حتی دیگر مودم های وایرلس اطراف تان می توانند باعث اختلال در کار مودم یا روتر بیسیم تان گردند. اما خوشبختانه باند 2.4 گیگاهرتز دارای ۱۳ کانال متفاوت برای کار است. شما می توانید از طریق صفحه تنظیمات روتر یا مودم تان به راحتی یکی از کانال هایی را که حدس می زنید کمتر اشغال شده باشد، انتخاب کرده و سرعت شبکه تان را تا حد فراوانی بهبود بخشید.
پیدا کردن این کانال خلوت، معمولا به سعی و خطای فراوانی نیاز دارد، اما معمولا سه کانال ۱ - ۶ و ۱۱ از بقیه بهتر عمل می کنند و تداخل امواج کمتری را در آنها شاهد هستیم.
نزاع با همسایه ها
همانطور که قبلا گفتیم، یکی از دلایل کاهش سرعت شبکه وایرلس، می تواند وجود ابزار مختلف بیسیم در نزدیکی شما و تداخل امواج آنها با دستگاه های بیسیم تان باشد. یکی از راه هایی که باعث افزایش برد شبکه و همچنین تسلط شبکه شما بر دیگر شبکه های بیسیم اطراف می شود، تغییر سیگنال مودم یا روتر از تنظیم پیش فرض ۲۰ مگاهرتزی به حالت ۴۰ مگاهرتزی است.
در اغلب مودم و روترها این کار به دو صورت انجام می شود. یا اینکه می توانید بین حالت ۲۰ مگاهرتزی و ۲۰/۴۰ مگاهرتزی در منوی بخش مدیریت مودم/روتر دست به انتخاب بزنید. یا اینکه کافی است تنظیمات را بر روی حالت بیشتری توان عملیاتی (معمولا ۳۰۰ تا ۴۵۰ مگابیت بر ثانیه) قرار دهید. البته توجه داشته باشید که باید ابزارهای بیسیم شما از قبیل لپ تاپ و اسمارت فون، هم از این سیگنال پشتیبانی کنند.
داستان پنج گیگاهرتز
۵ گیگاهرتز را می توان قهرمان سرعت دنیای وایرلس نامید. این فرکانس در فواصل کوتاه بسیار سریع تر از فرکانس معمول 2.4 گیگاهرتزی است. اما هنگامی که کمی از منبع دورتر روید، نفس هایش به شماره افتاده و ناگاه قطع می شود.
اما مهمترین برتری و مزیت آن نسبت به فرکانس 2.4 گیگاهرتز این است که به ندرت پیش می آید که شما با مشکل تداخل امواج روبرو شوید. زیرا همگان از روتر و ابزارهای بیسیم پنج گیگابایتی استفاده نمی کنند و تمام پهنای باند آن به صورت اختصاصی در اختیار شما است. ولی مشکل اینجا است که بسیاری از اسمارت فون و تبلت های امروزی از این فرکانس پشتیبانی نمی کنند. اما اگر شبکه وای فای تان را بر روی فرکانس ۵ گیگاهرتز تنظیم کنید، تا حد فراوانی از دست اطرافیان که به دنبال استفاده رایگان از اینترنت و شبکه تان هستند، خلاص می شوید.
همه داستان درباره دانگل است
اگر لپ تاپ شما قدیمی بوده و بیش از سه تا ۵ سال عمر داشته باشد، مطمئنا اولین کاری که باید بکنید، این است که به فکر یک آداپتور وای فای با چیپست های جدید باشید. بسیاری از افراد اول به سراغ خرید یک روتر جدید می روند و توقع دارند که با این ابزار جدید، همه چیز به شکل معجزه آسایی بهبود یابد. آنها در درک درست موقعیت و مشکل کاملا دچار اشتباه شده اند. البته این گروه را نباید سرزنش کرد. زیرا فروشندگان در پاسخ به سوالات در این مورد، اولین کاری که می کنند فروش محصولات شان است.
وقتی که کاربر بی اطلاع به خانه می رسد، می بیند که با روتر جدید هم اوضاع به همان بدی قبل است و شاید حتی بدتر شده باشد. سپس به جستجو در اینترنت می پردازند و می بینند که روتر جدیدش هم از بهترین نوع بوده و هیچ مشکلی ندارد. اما متاسفانه آگاه نیستند که کاملا در مسیر اشتباهی گام بر می دارند.
راه حل درست این است که به سراغ لپ تاپ تان رفته و با خرید یک کارت شبکه مینی پی سی آی جدید و جایگزینی آن با کارت شبکه لپ تاپ تان مشکل را به راحتی حل کرده و به سرعت انتقال ایده آل شبکه برسید. اما متاسفانه برخی شرکت ها همچون اچ پی، کارت های شبکه ویژه ای استفاده می کنند که به راحتی قابل تعویض نیست و در بازار هم به راحتی گیر نمی آید.
در هر صورت، راحت ترین راه حل، خرید یک کارت شبکه USB دو بانده (دانگل USB) است که هر دو فرکانس 2.4 و 5 گیگاهرتز را پشتیبانی کند. چنین محصولی در بازار کمتر از ۱۰۰ دلار قیمت دارد.
اگر هم دستگاه مورد استفاده تان چیزی به جز لپ تاپ (همانند موبایل یا تبلت) باشد، می توانید امیدوار باشید که با خرید روتر جدید، از تمام قابلیت های آن استفاده کرده و سرعت لازم را در اختیارتان بگذارد. در غیر این صورت با عرض تاسف باید به فکر خرید یک دستگاه جدید با کارت شبکه مناسب باشید.
جایگزین نکنید، اضافه کنید
اغلب اوقات هنگامی به سراغ روتر جدید می روید که اینترنت تان کند شده و دستگاه قدیمی توان دیگر جوابگوی نیازهای تان نیست. اما برخی اوقات همان روتر قدیمی هم به خوبی کار می کند و تنها ایراد آن، برد کم امواج است که تمام محیط موردنظرتان را پوشش نمی دهد. اگر اینگونه است، لازم نیست که پس از خرید روتر جدید، قبلی را بازنشسته کنید. بلکه می توانید با نصب آن در یکی از نقاط کور خانه، دامنه برد شبکه تان را تا حد فراوانی افزایش دهید.
ac?
یکی از جدیدترین استانداردهای شبکه که سرعت و برد بالایی هم دارد 802.11ac است. با این استاندارد شما یک شبکه گیگابیتی در اختیار خواهید داشت. این راه حل می تواند بهترین خرید شما هنگام جایگزینی قطعات قدیمی باشد. اما مشکل اینجا است ابزارهایی که از این استاندارد پشتیبانی کنند، هنوز بسیار کم یاب و گرانقیمت هستند و تنها استفاده از آنها در کارهای تجاری ویژه توجیه اقتصادی دارد.
خودتان باشید. اگر سعی کنید یک نفر دیگر باشید، فقط خودتان را تلف کردهاید. خودِ درونیتان را در آغوش بکشید و بدانید که هیچکس ایدهها، تواناییها و زیبایی شما را ندارد. همانی باشید که از خودتان میشناسید—بهترین مدل خودتان. و از اینها گذشته، با خودتان صادق باشید.
از همین امروز شروع کنید...
اولویتهایتان را مشخص کنید. 20 سال دیگر واقعاً مهم نیست که امروز چه کفشی پوشیده بودید، موهایتان چه مدلی بود یا مارک شلوار جینتان چه بوده است. چیزی که مهم است این است که دیگران چقدر دوستتان داشتهاند، چه چیزهایی یاد گرفتهاید و چطور از این دانش استفاده کردهاید.
مسئولیت کامل اهدافتان را گردن بگیرید. اگر واقعا دوست دارید در زندگیتان به چیزهای خوبی برسید و اتفاقات خوبی برایتان بیفتد، باید خودتان باعث این اتفاقات شوید. نمیتوانید یک گوشه بنشینید و آرزو کنید که یک نفر دیگر کمکتان کند. خودتان باید آیندهتان را بسازید و فکر نکنید که سرنوشت باعث همه اعمال و انتخابهای شماست.
ارزش خودتان را بشناسید. وقتی کسی با شما طوری برخورد میکند که انگار فقط یکی از چندین و چند انتخاب هستید، به آنها کمک کنید با بیرون آوردن شما از آن تساوی انتخابهایشان را محدود کنند. بعضی وقتها باید سعی کنید برایتان مهم نباشد، حال هرچقدر هم که اهمیت داشته باشد چون ممکن است گاهی اوقات برای کسی که ارزش خیلی زیادی برایتان دارد، هیچ ارزشی نداشته باشید. این غرور نیست—احترام به خود است. اگر دور و برتان را با افراد منفی پر کنید نباید انتظار داشته باشید که زندگیتان تغییرات مثبت داشته باشد. به افراد نیمهوقت، موقعیت تماموقت در زندگیتان ندهید. ارزش خودتان را بشناسید و هیچوقت به کمتر از آنچه لیاقتتان است راضی نشوید.
رویکرد مناسب را انتخاب کنید. نگرش مهمترین چیز است. وقتی با صفهای طولانی و ترافیک سنگین روبرو میشوید و یا یک ساعت از ساعت قرارتان با کسی گذشته است، دو انتخاب پیش رو دارید: میتوانید خسته و کلافه شوید و میتوانید به آن به شکل فرصت و زمان کوتاهی که زندگی برای فکر کردن، آرامتر شدن و خیالپردازی به شما داده است نگاه کنید. اولین انتخاب فشارخونتان را بالا میبرد. دومین انتخاب هوشیاریتان را بیشتر میکند.
اجازه ندهید اشتباهات گذشته رویاهایتان را خراب کند. یاد بگیرید که همه چیزهایی که کنترل آن به دست شما نیست را رها کرده و از یاد ببرید. دفعه بعدی که وسوسه شدید درمورد موقعیتی که فکر میکنید ناعادلانه تمام شد، بیهودهگویی کنید، این را به خودتان یادآور شوید: هیچوقت با فکر کردن به این موضوع تا زمان مرگ نمیتوانید عصبانیت مربوط به آن را از بین برید. پس دهانتان را بسته نگه دارید، مشتتان را باز کنید و به افکارتان یک مسیر دوباره دهید.
چیزهایی را انتخاب کنید که واقعاً مهم هستند. بعضی چیزها اهمیت زیادی ندارند—مثل نوع ماشینی که سوار میشوید. اگر به تصویر بزرگ زندگی نگاه کنید، چقدر این مسئله میتواند اهمیت داشته باشد؟ شادتر کردن یک انسان جطور؟ بله، این اهمیت دارد. مشکل بزرگ و اصلی اکثر آدمها این است که میدانند چه چیزهایی مهم است اما آن را انتخاب نمیکنند.حواسشان پرت میشود. چیزهای اول را اول نمیگذارند. سختترین و هوشمندانهترین راهها برای زندگی، انتخاب چیزهایی است که واقعاً مهم است.
خودتان را دوست داشته باشید. بگذارید یک نفر درست همانطور که خودتان را دوست دارید شما را دوست بدارد، با همه نقصها، زشتیها و مشکلات. بگذارید باوجود همه اینها یک نفر دوستتان داشته باشد؛ و بگذارید آن یک نفر خودِ شما باشد.
تواناییها و ضعفهای خود را بپذیرید. با خودتان راحت باشید و اعتمادبهنفس داشته باشید. ما معمولاً زمان زیادی را برای مقایسه خودمان با دیگران تلف میکنیم و افسوس میخوریم که کاش کس دیگری بودیم. هر کسی توانایی ها و ضعفهای خودش را دارد و فقط زمانیکه همه آنچه که هستیم را بپذیریم، خواهیم توانست از تواناییهایمان استفاده کنیم.
برای خودتان بایستید. شما به دنیا آمدهاید که واقعی باشید، نه ایدآل. به دنیا آمدهاید که خودتان باشید نه چیزی که کس دیگری که میخواهد باشید. برای خودتان بایستید، به چشمان آنها نگاه کنید و بگویید، "تازمانیکه من را نشناختهای درموردم قضاوت نکن. تا زمانیکه با من وارد چالش نشدهایی، ارزشم را پایین نیاور و تازمانیکه با من حرف نزدهای درموردم حرف نزن."
از دیگران درس بگیرید و زمانی که لازم است، بگذرید. نمیتوانید توقع داشته باشید که بتوانید دیگران را تغییر دهید. یا همانی که هستند را میپذیرید یا بدون آنها زندگی میکنید. و فقط بخاطر اینکه چیزی تمام میشود به این معنی نیست که هیچوقت وجود نداشته است. شما زندگی کردهاید، درس گرفتهاید، رشد کردهاید و گذشتهاید. وجود بعضی آدمها در زندگی برای شما نعمت هستند و بعضی از آنها فقط درس.
در روابطتان صادق باشید. خیانت نکنید! اگر شاد نیستید، صادق باشید و از آن رابطه بگذرید. وقتی واقعاً عاشق باشید، وفادار بودن اصلاً سخت نیست، توام با لذت است.
با راحت بودن راحت باشید. همانطور که میدانیم زندگی میتواند در یک چشم برهم زدن از این رو به آن رو شود. دوستیهایی که امکانپذیر به نظر نمیرسید آغاز میشود، کارهای مهم کنار گذاشته میشود و یک امید دیرینه دوباره زنده میشود. شاید گاهیاوقات راحت به نظر نیاید اما بدانید که زندگی در انتهای منطقه آرامش شما شروع میشود. پس اگر در حال حاضر احساس راحتی ندارید، بدانید که تغییری که در زندگیتان رخ داده است انتهای کار نیست، بلکه یک شروع تازه است.
همانی باشید که برای تبدیل شدن به آن به دنیا آمدهاید. نگذارید به آخر زندگیتان برسید و بفهمید که فقط طول زندگی را زندگی کردهاید. عرض آن را هم زندگی کنید. وقتی بعنوان یک انسان مشتاق به دنیا میآیید، تنها مشکلی که بزرگتر از یاد گرفتن راه رفتن در کفش دیگران است، این است که یاد بگیرید با خودتان راحت باشید. از قلبتان پیروی کنید و مغزتان را هم همیشه همراه داشته باشید. وقتی واقعاً با خودتان راحت بودید، شاید همه آدمها دوستتان نداشته باشند اما برای شما اصلاً اهمیتی نخواهد داشت.
هیچوقت از خودتان ناامید نشوید. این زندگی شماست. آن را شکل دهید و اگر این کار را کنید، کسی دیگر اینکار را میکند. قدرت نه تنها در میزان تحمل شما دیده میشود بلکه در توانایی شما برای شروع دوباره نمود میکند. هیچوقت برای تبدیل شدن به آنچه که میخواهید باشید دیر نیست. مدام یاد بگیرید، سازگار شوید و رشد کنید. شاید هنوز به مقصدتان نرسیده باشید اما مطمئناً از دیرروز به مقصدتان نزدیکتر هستید.
برای جستجوی تو برای گفتگوی تو برای دیدنِ نگاهِ گرم و زیر و روی تو جهان جهان دویده ام چو بارشِ بهارِ نو میان بوته ها و صخره ها چنان چکیده ام - که اشک گرم و بی قرارِ کودکی به جستجوی مادرش...
ابتدا فر را در دمای 120 درجه روشن کنید تا گرم شود.سپس کف ظرف مخصوص پیتزا را روغن بمالید تا خمیر پیتزا به آن نچسبد. خمیر را داخل ظرف قرار دهید اگر خمیر را از بیرون بخرید باید طرفی که صافتر هست را رو به بالا قرار دهید.
اگر خمیرتان خشک بود دور خمیر را کمی مرطوب کنید تا در هنگام طبخ نسوزد . سس قرمز را روی نان بمالید (به ضخامت 3 میلیمتر) . بعد پنیر پیتزای رنده شده را روی سس بریزید تا کاملا سطح نان را بپوشاند.
سپس سوسیس یا ژامبون پپرونی را که خرد کرده اید روی پنیر پیتزا بچینید بعد مواد دیگر مثل گوجه و فلفل دلمه ای و ... را روی پیتزا بریزید.
ظزف را داخل فر قرار بدید و دما رو روی 220 درجه تنظیم نمایید. هرپانزده دقیقه پیتزا را چک نمایید و زمانی که احساس کردید پیتزای شما پخته است و از پف مطلوب برخوردار گشته آن را از فر بیرون بیاورید.
نکته:در هنگام تهیه هر نوع پیتزایی دقت نمایید که دمای تمام مواد اولیه یکسان باشد.
طرز تهیه:
ابتدا سبزی را با کمک آسیاب سبزی خورد کن آکا کاملا ریز خورد میکنیم
گوشت خرد شده را با یك عدد پیاز وكمی نمك و فلفل می پزیم. به طوری كه یک استكان كوچك آب داشته باشد. برنج را جداگانه آبكش می كنیم. زعفران را در کمی آب جوش دم كرده، سپس تخم مرغها را در آن شكسته و ماست و سبزی را نیز اضافه نموده و مخلوط می کنیم. مقداری از برنج را نیز به مخلوط اضافه میکنیم. کف تابه را با کمی روغن چرب میکنیم وبا شعله ملایم حرارت می دهیم. وقتی تابه داغ شد، ابتدا كمی از مخلوط را كف تابه ریخته و گوشت پخته شده را روی آن می چینیم و سپس بقیه مواد و نهایتاً بقیه برنج را ریخته و مقدار آب گوشت باقی مانده را روی كل مواد می ریزیم و سپس با شعله كم گاز می گذاریم خوب دم بكشد. زمانی كه مواد خود را كاملاْْ گرفت می توانید تابه را روی گاز برگردانید (البته بهتر است قبل از برگرداندن تابه، داخل درب را با مقدار كمی كره چرب كنید). اكنون با باز كردن درب تابه میزان برشته شدن غذا را بررسی كنید. چنانچه كمتر از میزان دلخواه شماست دوباره آن را به طرف قبل برگردانید و بدین ترتیب می توانید میزان برشته شدن هر دو طرف را در حد دلخواه تعیین كنید. توجه داشته باشید كه در مورد ته چین و انواع كوكو طرفی از غذا كه در كف اصلی تابه قرار گرفته، بدلیل آنكه دقیقاْ شكل ظرف را به خود گفته است، روی غذا محسوب می شود!
گل کلم را به قطعه گلهای کوچکتر تقسیم وبا دقت شسته و با دو لیوان آب به مدت یکربع تا بیست دقیقه بپزید بعد از پخته شدن گل کلم را روی صافی بریزید و ده دقیقه بعد با پشت چنگال گل کلم را ریز کنید طوری که به تکه های ریزی تبدیل شود ولی له نشود بعد فلفل ،نمک ، زرد چوبه ،آرد ، جعفری و پیاز رنده شده اضافه کنید و خوب با هم مخلوط کنید و در آخر تخم مرغ را اضافه کنید و به هم بزنید و در ماهیتابه با حرارت کم سرخ کنید . در ماهیتابه را ببندید تا هم خوب پخته شود و هم نیاز به روغن زیادی نداشته باشد .
1- او با سری بزرگ متولد شد
وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی که مادر وی تصور می کرد، فرزندش ناقص است، اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.
2- حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود
مطمئنا انیشتین می توانسته کتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ کند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یکی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشکاری، مختص دانستن آن [تولد] برای بچه های کوچک بود.
3- او از داستانهای علمی- تخیلی متنفر بود
اینیشتین از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا که احساس می کرد ،آنها باعث تغییر درک عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی که حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.
به بیان او من هرگزدر مورد آینده فکر نمی کنم، زیراکه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می کرد کسانی که بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بینند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند
4- او در آزمون ورودی دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگی، انیشتن که قطعا یکی از بزرگترین نوابغی است که تا کنون متولد شده، در آزمون ورودی دانشگاه فدرال پلی تکنیک سوییس رد شد.
در واقع او بخش علوم و ریاضیات را پشت سر گذاشت ولی در بخش های باقیمانده، مثل تاریخ و جغرافی رد شد. وقتی که بعدها از او در این رابطه سوال شد؛ او گفت: آنها بی نهایت کسل کننده بودند، و او تمایلی برای پاسخ دادن به این سوالات را در خود آحساس نمی کرد.
5 - علاقه ای به پوشیدن جوراب نداشت
انیشتن در سنین جوانی یافته بود که شصت پا باعث ایجاد سوراخ در جوراب می شود. سپس تصمیم گرفت که دیگر جوراب به پا نکند و این عادت تا زمان مرگش ادامه داشت. علاوه بر این او هرگز برای خوشایند و عدم خوشایند دیگران لباس نمی پوشید، او عقیده داشت یا مردم او را می شناسند و یا نمی شناسند. پس این مورد قبول واقع شدن [آن هم از روی پوشش] چه اهمیتی میتواند داشته باشد.
6- او فقط یکبار رانندگی کرد
انیشتن برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه، از راننده مورد اطمینان اش کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین اورا هدایت می کرد، بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان،شنوندگان حضور داشت. انیشتن، سخنرانی مخصوص به خود را انجام می داد و بیشتر اوقات راننده اش، بطور دقیقی آنها را حفظ می کرد.
یک روز انیشتن در حالی که در راه دانشگاه بود، باصدای بلند در ماشین پرسید: چه کسی احساس خستگی می کند؟
راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتن سخنرانی کند،سپس انیشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصی نبود. انیشتن تنها در یک دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهی که وقتی برای سخنرانی داشت، کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانست او را از راننده اصلی تمییز دهد.
او قبول کرد، اما کمی تردید در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از راننده اش پرسیده شود، او چه پاسخی خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنرانی به نحوی عالی انجام شد، ولی تصور انیشتن درست از آب در آمد.دانشجویان در پایان سخنرانی انیشتین جعلی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند.
در این حین راننده باهوش گفت سوالات بقدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ گوید"سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد،به حدی که باعث شگفتی حضار شد.
7- الهام گر او یک قطب نما بود
انیشتن در سنین نوجوانی یک قطب نمابه عنوان هدیه تولد از پدرش دریافت کرده بود.
وقتی که او طرز کار قطب نما را مشاهده می نمود، سعی می کرد طرز کار آن را درک کند. او بعد از انجام این کار بسیار شگفت زده شد. بنابر این تصمیم گرفت علت نیروهای مختلف در طبیعت را درک کند.
8- راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انیشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروی برای تحقیقات برداشته شد.
اما اینکار بصورت غیر قانونی انجام شد. بعدها پسر انیشتن به او اجازه تحقیقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروی تکه هایی از مغز انیشتن را برای دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از این مطالعات دریافت می شود که مغز انیشتن در مقایسه با میانگین متوسط انسانها، مقدار بسیار زیادی سلولهای گلیال که مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است. همچنین مغز انیشتن مقدار کمی چین خوردگی حقیقی موسوم به شیار سیلویوس داشته، که این مسئله امکان ارتباط آسان تر سلولهای عصبی را بایکدیگر فراهم می سازد.
علاوه بر اینها مغز او دارای تراکم و چگالی زیادی بوده است و همینطور قطعه آهیانه پایینی دارای توانایی همکاری بیشتر با بخش تجزیه و تحلیل ریاضیات است.
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 8 ساعت و 12 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی