واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
@آزاده ایــرانی يكي از تفريحاتمون اين بود كه بادكنك ميخريديم بادش ميكرديم ورودي هواش رو ميكشيديم بادش رو خالي ميكرديم و از صدايي كه توليد ميشد احساس خرسندي بهمون دست ميداد..
دختر خالم به بچش واسه اينكه شيريني زياد نخوره دندوناش خراب نشه گفته شيريني ها رو شمردم يدونش كم بشه ميزنمت. بچه هم وقتي همه خواب بودن رفته همه شيريني ها رو نصفه گاز زده كه تعدادش كم نشه!!! استعدادت تو حلقم
یه بار رفته بودم درمانگاه آمپول بزنم، یه دختره اومد آمپولمو بزنه،معلوم بود خیلی تازه کاره! همینجوری که سرنگو گرفته بود توی دستش،لرزون لرزون اومد سمت من و گفت: "بسم الله الرحمن الرحیــــم" منم که کپ کرده بودم از ترسم گفتم: "اشهد ان لا اله الا الله"! هیچی دیگه... انقدر خندید که نتونست آمپولو بزنه و خدارو شکر یکی دیگه اومد زد ..!
نه چون منم لایک زده بودم گفتم شاید .... ما رو هم جز همون دسته به حساب میاری - به هر حال ما هم واسه دل خودمون لایک میزنیم حتما خوشمون اومده که لایک زدیم نه چیزی جز این ....
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 16 ساعت و 47 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی