واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
ولی! نکته اینجاست که وقتی همه ی اینا رو کنار هم میذاری به یک جمله ی بی معنی میرسی..یعنی جبران کردن برای چیز قابل آموختن از طیق زیبایی شکننده...و قرار هم بر اینه...وقتی سال 1964 ریچارد و رابرت شرمن کنار هم نشستن تا روی این شعر کار کنن بعد از 2 هفته کلمات بی معنی رو کنار هم گذاشتن تا بتونن به یه کلمه ی بی معنی ولی آهنگین و جذاب برسن و حاصلش شد : ســــوپـــِر کَلی فـــِرَجیلیستیک اکسپیا لی دوشس !!
وقتی مری پاپینز توی یکی از نقاشی های برت برنده ی یه مسابقه سواری میشه خبرنگارا بهش حمله میکنن و کلی سرش سوال میریزن..مری شکه میشه و نمیتونه جواب بده و احساس میکنه حرفی برای گفتن نداره...برای همین میگه Supercalifragilisticexpialidocious
بعد هم آهنگشو با برت میخونن
این کلمه معنی نداره چون برای وقتاییه که هیچ حرفی برای گفتن نداری !
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 16 ساعت و 59 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی