آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
بعضی آدما الماسی تو دستشون دارن بعد چشمشون به 1 گردو که میفته دولا میشن تا گردو رو بردارن ، الماس میفته زمین ، قل میخوره میره تو عمق چاه گم میشه... میدونی چی میمونه؟ 1 آدم ، 1دهن باز ، 1 گردوی پوک و 1 دنیا حسرت...!!!
آقـا اَمـیـن
دوبـاره از صفـر شروع مــ ـے کنم ! تـــ ــ ـــــــــو خوبـے هایم را از یاد بــبـر ... مــ ـن همـه چــیـز را ...
آقـا اَمـیـن
سادهتر از همیشـه بگریز و گریـه کن بجوے ستارهاے را کـه مهربانتر حلق آویز کند که براے جدا يي از این ماهـ باید بهانـه داشت
آقـا اَمـیـن
من چیز زیادی نخواستم تنها آسمان را خواستم و گاهی تو را ... که اگر ماه نباشد ... روشنایی شبهای من شوی
آقـا اَمـیـن
کاش تو دنیا دو رنگ گل وجود داشت قرمز و سفید قرمزها مال تو ؛ سفید مال من که اگر تو منو فراموش کردی گل های قرمزت پر پر بشه ولی اگر من تو رو فراموش کردم گل های سفید کفنم بشه...
آقـا اَمـیـن
تو که میدانستی با چه اشتیاقی…خودم را قسمت میکنم پس چرا …زودتر از تکه تکه شدنم…جوابم نکردی…برای خداحافظی …خیلی دیر بود…خیلی دیر !!
آقـا اَمـیـن
آتش که می گشایم سنگر نمی گیری فقط حلقه حلقه من دود می کنم تو آه می کشی
آقـا اَمـیـن
آنقــدر مرا سرد کرد از خودش .. از عشق ..کــه حالا بــه جای دلبستن یخ بسته ام آهای !!! روی احساسم پا نگذاریــد ..لیز میخوریــد
آقـا اَمـیـن
آنکـــــــه دائم هوس سوختن مـــــا مي کرد کـــــــاش بنزين مرا نيـــــز مهيّــــــــــا مي کرد! پمپ بنزين و صف و کارت و منِ پيت به دست… کــــــاش مي آمد و از دور تماشا مي کرد
آقـا اَمـیـن
آدمــــــها... در ارتباطاتشان یک آستانه ی " تحمـــــل " دارند... یک آستانه ی " تنــــــفر " ... و یک آستانه ی " تهـــــوّع " .. !!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 12 روز و 12 ساعت و 6 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی