آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
دلم کار دست است
خودم بافتمش
تارش را از سکوت
پودش را از تنهایی
همین است که خریدار ن
آقـا اَمـیـن
رفیقِ نیمـــــــــــــــه راهِ من..!!!
در دیارِ آشنایی که رنگِ نگاهِ تو را کم دارد...
من حتی ،
با آسمان هم ،
غریبــــــــــــــه
آقـا اَمـیـن
وسوسه می شوم / از تن نیمه عریان قرص ها دغدغه می گیرم مبادا / دل تو از خشاب من پر تر باشد حالا / هیچ شهری به کار پاییز نمی آید تا جوجه گردان ها / به تمام گربه ها مشکوک باشند! تخت / دو به شک است بین لباس های تو / و خواب های من وقتی / هر دو بوی خیانت می دهند! ........ چشمهایت را ببند جنگ رو در رو / سیاهی لشگر نمی خواهد!
آقـا اَمـیـن
آخرین حرفهایم بال میزنند درقفس بی درب سینه ام.... گوش نمیکنی ؟
آقـا اَمـیـن
هروقت کسی رو دیدی احساس کردی میخواد بغلت کنه و فقط تو می بینیش زبونت بند اومده ، صدایی نمیشنوی و زمان نمیگذره مطمئن باش اون عزرائیله !!
آقـا اَمـیـن
ضد حال يعنى اينكه دانشجو باشی، عشق داريوش هم باشى، موهات و ريشت رو مثل داريوش بذارى بعد هركى تو دانشگاه ميبينتت بگه وااااى چقدر شبيه شهرام شبپره شدى
آقـا اَمـیـن
می رسد ... روزی که من ، بی هیچ هراس و دلهره ای می ایستم و رساتر از هر بار گفتنم ، فریاد می زنم دوستت دارم را ... و رها می شوم در حجم آغوش ِ " تو " و به خواب می روم ... و تمامی ِ آشنایان ِ این حوالی بی هیج شماتتی سرمست می شوند
آقـا اَمـیـن
گاهی باید ، آدمای اطرافت رو کنار بذاری! بعضیارو برای یک ساعت... و بعضیا رو برای همیشه...
آقـا اَمـیـن
غريب تر از زني كه اشك مي ريزد.... مرديست كه هنوز نمي داند چگونه بايد زن را آرام كند....
آقـا اَمـیـن
توے این هواے سرد زمستونے دلم هوس کرده تو بغل عشقــــ♥ــــم آروم بخوابم و دیگه هیچے جز آرامش نفهمم . . . !
آقـا اَمـیـن
چرا بغل کردن حس خوبی به آدم میده ؟ چون در سمت راست بدن قلب وجود نداره و اونجا خالیه ولی وقتی کسی رو که دوست داری بغلش میکنی قلبش اون جای خالی رو پر میکنه و انگار که تو صاحب دو تا قلب شدی !
آقـا اَمـیـن
مثل یک درنای زیبا تا افق پرواز کن نغمه ای دیگر برای فصل سرما ساز کن زندگی تکرارِ زخمِ کهنه دیروز نیست بالهای خسته ات را رو به فردا باز کن ...
آقـا اَمـیـن
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها، اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم
آقـا اَمـیـن
دل ، این واژه ی بی نقطه گاهی به وسعت یک دریا برایت دلتنگی میکند !
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 9 ساعت قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی