واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
با کلی عشوه به بابام میگم اگه یه مساوی (=) جلوی اسمم بود اونطرفش چی می نوشتی برداشته میگه نون خور اضافی!!! بعدم هرهر با مامانم میخندن!! من سر راهیم نه؟
روش های بیدار کردن خواب در خانه ما : مادر (قربون صدقه):عزیزم گلم خوشگلم مادر قربونت بره بیدار شو پدر (رگباری):امین امین امین امین امین داداش (فیزیکی):الان یه لگد می خوابونم تو شکمت تا دو روز نخوابی خواهر (تهدید):اگه بیدار نشی هر چی ازت می دونم به مامان میگم
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 16 ساعت و 14 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی