دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

درشکه را اسبها کشیده اند ولی انعام را درشکه چی گرفته است! چشمان اسب را چشم بند زده و به دهانش پوزه بند تا کم ببیند و کمتر حرف بزند!!!!!!!!!!! راستی چه آشناست... زندگی درشکه چی و اسبهایش!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

قرار شد.. از فردا دوباره به مدرسه بروم! و به جای کبری تصمیم بگیرم. ریزعلی خواجوی را نصیحت کنم. با اینکه می دانم حسنک کجاست؛ باز پی اش بگردم. زنگ آخر هم... به زاغ تقلب برسانم؛ تا پنیرش را به روباه تقدیم نکند. . . . به من بزرگی نیامده، بهتر است بچه بمانم..

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ میروند...دست دلم میلرزد... اما به خواجه میسپارم تا امید را از دلم نگیرد... دلم میخواهد همیشه بگوید:.... ......یوسف گمگشته باز آید به کنعان....غم مخور....!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چوپان قصه ما دروغگو نبود او گاه از فرط تنهایی دادمیزد گرگ آمد گرگ آمد و افسوس که مردم از پی گرگ خیالی میدویدند و تنها گرگ بود که فهمید چوپان تنهاست

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بالای قبرم نشسته ام و زار مــــــیــــــزنـــــــم چرا هر روز مــــرا می کشند ولی خـــــاکم نـــمــــی کنند

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تنهــایی یعنـی: اینقــدر یک خـاطـره را مـرور کنــی، کـه نخ نمــا شــود...!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گاهـی فـقـط بایــد لبـخـنـد بـزنــی و رد شـــوی بگـذار فـکـر کنـنـد نـفـــهــمیـــــــدی...!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نبخشیدن مهم نبود! می شد همدیگر را نبخشیم اما همدیگر را به هم ببخشیم! خسته بودیم از هم؟! می شد دوتایی یک گوشه بشینیم و خستگی راه آمده را در کنیم! چرا این ها را نفهمیدیم...؟!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چه رسم جالبی است، محبتت را میگذارند پای احتیاجت، صداقتت را میگذارند پای سادگیت، سکوتت را میگذارند پای نفهمیت، نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت، ... ... و وفاداریت را پای بی کسیت، و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تن هایی و بیکس و محتاج....!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نقــاش بـاشـی! چـقــدر می گیـری بیایی و صفحه های سیاه دلم را رنـگ کنی؟ بـعـــد بـرای دیــوار اتاق دلـــم یــــک روز آفتابی بکشی که نــــور آفتـــاب تا میـانه اتاق آمــــده باشد ... راستـــــی مـــن روی صـــورتــم یـــک خنــــــده می خـــواهـــم نــرخ ِ خـنـــــده که گـــــران نیســــت؟

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

می مانم ... می روی ... لعنت به اين افعال ! كه ماندن را براي من صرف كرد و رفتن را براي تو !!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

“ بر باد رفته ” صد بار بهتر است از “ از یاد رفته ” !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

اگـه گذشته بهت “زنگ” زد . . . بذار بره رو پیامگیر ، چون حرف تازه ای برای گفتن نداره !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خـــواستـی دیـگـــر نبـاشـی آفــریـــن ... چــــه بـــا اراده ! لـعـنــت بــه دبـسـتــانـــی کـه تــو از درســــهایــش، فـقــط " تـصـمـیـــم کـُــبــری " را آمــوخـتــــی ... .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

لعنت به بعضی آهنگــــا بــه بعضی خیابونــــا بــه بعضی حرفـــــا لعنتیا آدمو میبرن به روزایـــی کــــه واســـه از بیــن بـــردنـش تـو ذهـنـت ویــــرون شــــــدی !!!