آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
گاهــــــــی هیــــچ کس را نداشته باشی بهتــــــر است ... داشتنـــــــ ِ بعضــی ها , تنهاترتـــــــــ می کنــد!
آقـا اَمـیـن
کلافه شدن یعنی :دلتنگ کسی باشی که نیست وحوصله کسی رانداشته باشی که هست
آقـا اَمـیـن
تو هم بـــــــــــــرو... قاصـــدک حرف دلم را تو فقط می دانی ، نامه عاشقيم را تو فقط می خوانی قاصـــدک هيچ كس با من نيست همه رفتند
آقـا اَمـیـن
خدایـــــــــــــــ ــا در این انجماد نگاههایــــــــــــ سرد دلم برایـــــ جهنمتـــ ــ ـ عجیبــ تنگـــ استـــ!
آقـا اَمـیـن
رفتــن بـهـــانـه نمـی خــواهـد بهـــانــه ـهایــ مــانـدن کــه تــمـام شـــود کـافیـستــ...
آقـا اَمـیـن
دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشت
آقـا اَمـیـن
تنهايي را دوست دارم زيرا بي وفا نيست ... تنهايي را دوست دارم زيرا عشق دروغي در آن نيست ... تنهايي را دوست دام زيرا تجربه كردم ... تنهايي را دوست دارم زيرا خداوند هم تنهاست.... تنهايي را دوست دارم زيرا.... در كلبه تنهايي هايم در انتظار خواهم گريست و انتظار كشيدنم را پنهان خواهم كرد
آقـا اَمـیـن
خدايا: من گمشده ي درياي متلاطم روزگارم و تو بزرگواري! پس اي خدا! هيچ مي داني كه بزرگوار آن است كه گمشده اي را به مقصد برساند ؟ تا ابد محتاج ياري تو ، رحمت تو ، توجّه تو ، عشق تو ، گذشت تو ، عفو تو ، مهرباني تو ،
آقـا اَمـیـن
شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد... چرا شيشه شكست؟ مادر مي گويد... شايد اين رفع بلاست. يك نفر زمزمه كرد... باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست. كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست، عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد... اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد... از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟ دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا
آقـا اَمـیـن
روي قبرم بنويسيد كبوتر شد و رفت زير باران غزلي خواند دلش تر شد و رفت چه تفاوت كه چه خورده است غم دل يا سم آننقدر غرق جنون بود كه پرپر شد و رفت روز ميلاد همان روز كه عاشق شده بود مرگ با لحظه ميلاد برابر شد و رفت او كسي بود كه از غرق شدن مي ترسيد عاقبت روي تن ابر شناور شد و رفت هر غروب، از دل خورشيد گذر خواهد كرد پري ساده كه يك روز كبوتر شد و رفت...
آقـا اَمـیـن
میدونم تـلخ می نویسم، میدونم !!! اون آدم همیشه شاد، تو تـنهایـی و دلتنگیـش گـم شد ... به خدا دستم نمیره دروغ بنویسم، دستم نمیره بنویسم : " آهـــــــــــــــای من خوشبختم ! " بنویسم چیزی تو این روزگار گم نکردم ... " روزای خیلی سختی رو دارم میگذرونم " پس شما رو به خدا، تحملم کنید ولی نصیحتم نکنید !!!
آقـا اَمـیـن
در زندگی دنبال «با» نباش! دنبال «بی» باش! تو نیامده ای که با کسی، یا با چیزی بمانی.... تو آمده ای تا «بی» شوی! از خود بی خود شوی، بی دل شوی، بی کس مانی... ... چون روزی بی همه شدن را خواهی چشید!! اما اگر میخواهی آن روز کسی را داشته باشی.... ابتدا باید از بی شروع کنی!!! نتیجه این بی شدنها... با خدا شدن است هر که از خود بی خود شد.... ... و از غیر خدا برید... با خدا خواهد شد.... و با خدا خواهد ماند...
آقـا اَمـیـن
دـِلـمـ پـُـر است پـُرِ پــُرِ پـــُر آטּ قـدر کــﮧ گاهـے اِضــافــﮧ اش از چشمانمـ مے چـکدـ ..
آقـا اَمـیـن
رقاص ڪـﮧ باشے ، دیگر آهنگ خاصے مــعنے ندارد بـا هـر آهنگے بـاید برقـصے !!! و ایـن روزهـا . . . چه بـد آهنگــ هایـے مےزنـد روزگــــار ، و مـن . . . هر روز برایش مےرقــصم...!!
آقـا اَمـیـن
کاش حداقل جوانمردی میکردی; و "مهربانی ام" را بهانه ی رفتنت نمیکردی! تا من مجبور نشوم هر روز "سنگ" را نشان دلم بدهم و بگویم اگر مثل این بودی... او"نمیرفت"!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 12 ساعت و 42 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی