واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
@آناهیتا کم کم یاد گرفته ام ! با آدمها همانگونه باشم که هستند... همانقدر خوب.. گرم.. مهربان ... و گاهــــــــــــــــــی ... همانقدر بد.. سرد.. تلخ...!!
خیلی سخته که بغض داشته باشی،اما نخوای کسی بفهمه... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد که فراموشش کنی... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حظور خودش جشن بگیری... خیلی سخته که روز تولدت همه بهت تبریک بگن،جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی،بعد بفهمی دوست نداره... خیلی سخته که همه چیزتو به خاطر یه نفر از دست بدی،اما اون بگه گه نمی خوامت...
@دیانا پسرک آدم برفی می سازد . تنها یک دقیقه نگاهش می کند ولی اوج لذت بازی اش لحظه ای است که آن را خراب می کند! و این گونه اولین درس ها را می آموزد تا روزی مثل آدم بزرگ ها شود!!!
نمی دانم چرا بهترین لحظه های جوانی... در فکر و خیال هدر می رود؟ در التهاب یافتن راهی برای گفتن یک جمله به آن که دوستش می داری که:" ناخواسته عاشقت شدم سعی کن بفهمی!!!" (کار دیگری از دستم بر نمی آمد. موفق باشی!)
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 7 روز و 4 ساعت و 24 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی