واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مــرد بایـد بغـل کـردن بلد باشه نه فـقط توی تـاریک و روشن اتـاق خـواب گاهـی یه بـغل سـاده همـه چیزو عـوض مـیکنه مـرد باید بغـل کردن بـلد باشه بـاید اونجا کـه لازمه حتـی اگه یه صبحـی، وقت رفتن به سرکار و تویه کوچه باشـه دسـت بنـدازه دور بدنـت جوری مثـل پرِکـاه از زمـین بلـندت کنه که درد مـچ پات یـادت بـره و فقـط گرمـای حـمایت و محبتـشو حـس کنـی اصن همیـــن که گفتم مرد باید بغل کردن بلد باشه!! همیـــن!
دو جا هست که زمان زود میگذره :یکی پای اینترنت و یکی تو توالت دو جا هست که زمان دیر میگذره یکی سرکار یکی تو کلاس یه جا هم هست که زمان وامیسه اونم تو بغل عشقته
دختری که خودشو واسه عشقش لوس نکنه که دختر نیست !! باید سر به سر عشقش بزاره گاهی گازش بگیره گاهی نیشگونش بگیره گاهی بپره بغلشو محکم بوسش کنه شیرینی رابطه و عشق به همین شیطنت ها و دیونه بازی هاست
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 3 ساعت و 8 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی