دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

هیچ بارانی نمی بارد مگر صفا دهد. هیچ گلی جوانه نمی زند مگر هدیه شود. هیچ خاطره ای زنده نمی ماند مگر شیرین باشد.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آهسته گفت : "خدا نگهدارت" در را بست و رفت... آدمها چه راحت ، مسئولیت خودشـان را به گردن "خدا" می اندازند!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

این بار نه بغضی دارم نه دلی تنگ... فقط می خواهم سر روی شانه ات بگذارم تا بی اختیار دستت بیاید و بنشیند روی گونه های من... چشم هایم که بسته شد انگار دنیا مال من است

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

چقدر عجیبه که تا مریض نشی کسی برات گل نمی یاره تا گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه تا فریاد نکشی کسی به طرفت بر نمی گرده تا قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمی یاد و تا وقتی نمیری کسی تورو نمی بخشه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

خــودم هم قبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــود روی گَرد و خـــاک تنـم یــادگــاری نــوشت ...بنویس و برو ..

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دلتنـــــــــــــــــگی عین آتش زیر خاکــــــستر است گـــــــاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده امّـــــا یــک دفــــعه همه ات را آتــــش مـــــــــــیزن

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ﻣﯽ داﻧﯽ ﯾﮏ وﻗﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ روی ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﮐﺎﻏﺬ ﺑﻨﻮﯾﺴﯽ ﺗـﻌﻄﯿــﻞ اﺳﺖ ... ... و ﺑﭽﺴﺒﺎﻧﯽ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ی اﻓـﮑﺎرت ... ... ... ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺧﻮدت اﺳﺘﺮاﺣﺖ ﺑﺪﻫﯽ دراز ﺑﮑﺸﯽ دﺳﺖ ﻫﺎﯾﺖ را زﯾﺮ ﺳﺮت ﺑﮕﺬاری ﺑﻪ آﺳﻤﺎن ﺧﯿﺮﻩ ﺷﻮی و ﺑﯽ ﺧﯿﺎل ﺳــﻮت ﺑﺰﻧﯽ ... در دﻟـﺖ ﺑﺨﻨــﺪی ﺑﻪ ﺗﻤﺎم اﻓـﮑﺎری ﮐﻪ ﭘﺸﺖ ﺷﯿﺸﻪ ی ذﻫﻨﺖ ﺻﻒ ﮐﺸﯿﺪﻩ اﻧﺪ ... آن وﻗﺖ ﺑﺎ ﺧﻮدت ﺑﮕﻮﯾـﯽ ﺑﮕﺬار ﻣﻨﺘـﻈـﺮ ﺑﻤﺎﻧﻨﺪ

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

كودكي كه لنگه كفشش را امواج از او گرفته بود، روي ساحل نوشت: دريا دزد است. مردي كه از دريا ماهي گرفته بود، روي ساحل نوشت: دريا سخاوتمندترين سفره هستي است. موج دريا آمد و جملات را با خود محو كرد و اين پيام را به جا گذاشت: برداشت ديگران در مورد خود را در وسعت خويش حل كنيم.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

اگرشعرهاي من مثل پرندگان بال و پرداشتند سبك روح و سبك بال بسوي باغ زيباي وجود شما پرواز مي‌كردند. اگر شعرهاي من مثل خيال بال و پر مي‌داشتند چون جرقه‌اي به سوي كانون فروزان وجود شما روي مي‌آوردند. اگرشعرهاي من مثل عشق بال و پر مي‌داشتند شب دراز با يك‌دنيا پاكي و صفا پيرامون خانه‌ی شما طواف مي‌كردند.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گــاه برای ساختــن بایــــد ویران کرد گـــــاه برای داشتن باید گذشت و گـــاه در اوج تمنـــــــا باید نخواست

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

اگر می‌خواهید برای ایجاد آشتی در جهان، کاری انجام دهید، به خانه‌تان بروید و خانواده‌تان را دوست بدارید. مادر ترزا

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

سخت است حرفت را نفهمند، سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند، حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ، اشتباهی هم فهمیده اند.

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

رفته بودم سر حوض ، تا ببینم شاید عکس تنهایی خــود را در آب آب در حــوض نـبــود ماهیان می گفتند : هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشویه نشست وعقاب خورشید ، آمد او را به هـــوا بـرد کـه بـرد به درک راه نبردیم به اکسیژن آب روزنی بود به اقرار بــهــشــت تو اگر در تپش باد خـــدا را دیـدی همت کن و بگو : ماهی ها حوضشان بــی آب اسـت باد می رفت به سروقت چــنـــار من به سر وقت خدا می رفتم . ( سهراب سپهری )

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک


چقدر بدم میاد از اینایی که حرف های عاشقونه میزنن حالم بهم میخوره

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک


من موندم چرا هر وقت میخوان یه چیزی بگن اول شکلک بوس میزارن بعد حرفشونو میگن خوب مگه شکلک دیگه نیست