آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
دوستم یه جوک تعریف کرد، همه خندیدن، منم خندیدم برگشته بهم میگه: کوفت! مرض! نگفتم که بخندی! بعد همه بهم خندیدن! دوسته داریم؟
آقـا اَمـیـن
همه دوست دارن به بهشت بروند اما همه نیز از مردن می ترسند برای بهشت رفتن باید جرات مردن داشت...
آقـا اَمـیـن
حواسم هست که دلتنگی را گاهی نباید گفت... ببخش برای دوستت دارم راه دیگری بلد نیستم ...!!
آقـا اَمـیـن
اینجا بجز دوری تو چیزی بمن نزدیک نیست . . . اینجا بجز دوری تو چیزی بمن نزدیک نیست . . .
آقـا اَمـیـن
اگر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان: مار را تمام لذت هستی به جست و جوست... پویندگی تمامی معنای زندگیست... هرگز ؛ " نگرد! نیست " سزاوار مرد نیست ...
آقـا اَمـیـن
این بار هم که تاول پاهایم خشک شود دوباره عاشقت می شوم دوباره راه می افتم دوباره گم می شوم.
آقـا اَمـیـن
بيخودي پرسه زديم صبحمان شب بشود بيخودي حرص زديم سهممان كم نشود ما خدا را با خود سر دعوا برديم و قسم ها خورديم ما به هم بد كرديم ما به هم بد گفتيم ما حقيقت ها را زير پا له كرديم و چه حظي برديم كه زرنگي كرديم روي هر حادثه اي حرفي از پول زديم از شما مي پرسم، ما كه را گول زديم؟؟؟؟؟
آقـا اَمـیـن
دیشب که باران آمد … میخواستم سراغت را بگیرم … اما خوب میدانستم این بار هم که پیدایت کنم ، باز زیر چتر دیگرانی . . .
آقـا اَمـیـن
چه مغرورانه اشك ريختيم! چه مغرورانه سكوت كرديم! چه مغرورانه التماس كرديم! چه مغرورانه از هم گريختيم! غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند. هديه شيطان را به هم تقديم كرديم. هديه خداوند را از هم پنهان كرديم!!!
آقـا اَمـیـن
جلو عابر بانک تو صف وایسادم یارو می گه ببخشید شمام پول میخاین؟ پَ نه پَ خونه کامپیوتر نداریم میام اینجا [!] بوکم رو چک کنم
آقـا اَمـیـن
تو را در فنجان قهوه تو را لابه لای خطوط دستم جستجو میکنم در انزوای کدامین دعا ی ناخوانده نشسته ای که هنوز پیدایت نکرده ام؟!!
آقـا اَمـیـن
عاقد: آیا بنده وکیلم؟ عروس: پ نه پ، متهمی.الان پاتو از عروسی بذاری بیرون، یگان ویژه میریزه خلع سلاحت میکنه
آقـا اَمـیـن
کلمات هم شده اند بازیچـــه مـــــــــــــن و تـــــــــــــو ! مـــــن برایِ تــــو می نویسم.... تـــــــو برایِ او مـــی خوانی ...
آقـا اَمـیـن
ای کاش میشد تاریخ انقضای بوسه ها رو فهمید....! . . . . . بوسه های شیرین دیروز ... شده اند تلخ ترین خاطرات امروز ... این بی انصا[!]ت .. نه آن شیرینی را می خواهم ، نه آن تلخی را !!
آقـا اَمـیـن
معنای التهاب تو رادرک میکنم حق با تو بود، فاصله معنا نمی شود...
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 4 روز و 24 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی