آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
رفتم الکتریکی می گم آقا سه راهی دارین؟ میگه سه راه برق؟!!! پــ نه پــ سه راه آذری، دربست...!!!!
آقـا اَمـیـن
تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟ پــ نه پــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم شماعی زاده گوش بدیم!!
آقـا اَمـیـن
داریم راه میریم با دوستام پام پیچ خورده،خوردم زمین میگه کمک می خوای؟ میگم پــ نه پــ شماها خودتونو نجات بدین من اینجا میمونم مقاومت می کنم بریییید برییییییید!!!!
آقـا اَمـیـن
تو صف بربری نوبتم شده یارو میگه بربری میخوای؟ پــ نه پــ اومدم از شاگردت تایپ یاد بگیرم!!!!
آقـا اَمـیـن
پسر همسایمون تو پارک داشت بریک دنس می کرد یکی اومده بعد نیم ساعت تماشا میگه ایشون داره میرقصه؟ گفتم: پــ نه پــ شربت خاکشیر خورده می خواد ته نشین نشه!!!!
آقـا اَمـیـن
غضنفره توی اتوبوس پر جمعیت پیله کرده بود به راننده و در گوش راننده هی حرف می زد. راننده مرتب بهش می گفت: برو بشین سر جات. آخرش مسافرها به راننده می گن: آقای راننده به حرفش گوش کن شاید کاری داره. راننده می گه: نه بابا اومده به من می گه: چپ کن یه کم بخندیم
آقـا اَمـیـن
این تهرونی ها دلشون برا غضنفر ا میسوزه میگن بابا خیلی واسشون جک ساختیم بایید یه کاری کنیم اونا واسه ما جک بسازن. یکیشون میره رو تیر چراغ برق هی میزنه به تیر . غضنفر از اونجا رد که میشد میگه: های آقا چه کار میکنی؟
آقـا اَمـیـن
به غضنفر میگن: توی عمرت، سختترین کاری که کردی چی بوده؟ میگه: پر کردن نمکدون! میگن: چرا؟ جواب میده: آخه سوراخهاش خیلی ریزه
آقـا اَمـیـن
به غضنفره گفتند: سلام. گفت:هان؟ گفتند: نگو هان ، بگو علیک سلام گفت: آهان!!!
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 3 روز و 23 ساعت و 38 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی