واسه ی دیدن بارون اشکام
دوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
بنده امروز صبح اقدام به تمیز کردن اتاقم کردم........بعد از کلی مشقت کشیدن و خستگی تمام شد.... بعد از دور یه نگاه تامل انگیز به اتاقم کردم.... فهمیدم شکل قبلیش خیلی خوشکل تره پس دوباره یه بکاب ازش گرفتم....
دیشب که حالم خوب نیود .... دوستای واقعیُ خوبم دوباره امتحانشونو پس دادن .... واقعا اینو حس کردم که این دو نفر دوستای حقیقیِ منن دوستایی مهربون تر و حقیقی تر از دوسای #دنیای-واقعی از من #نگران تر بودن تا خود صبح #جویای احوالم بودن چیزی ندارم بگم جز اینکه ممنون از هر جفتتون #جبران میکنم
بابام خیلی با تصمیمام مخالفت میکنه ولی دوتا مخالفتی که بابام باهام کرد و الانم خعلی راضیم اینه که 10سالم بود میخواستم چادری بشم نذاشت خواستم عضو بسیج بشم نذاشت - گفت من جاسوس نمیخوام واقعا جاداره الان سجده شکر بجا بیارم
خاسته ی زیادی ست؟ / یک بار نشد وقتی بی تابم و چشم هایم از باران نمی بیند / فقط یک بار شده / یک بار هم خود گوشی به تو زنگ بزند / مدام باید نامت را از میان این همه پیدا کنم / آن هم درست وقتی چشمانم مشجر شده / حس می کنم وقتی غمگینم، پرتوقع می شوم
وقتی که ما ایرانیا میخوایم کسی رو ستایش کنیم؛ عجب نقاشیه نکبت… چه دست فرمون داره توله سگ… چه صدایی داره کثافت … چه گیتاری میزنه ناکس… استاده کامپیوتره لامصب… عجب گلی زد بی وجدان… بی شرف کارش خیلی درسته… دوستت دارم وحشتنـــــاک…
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 11 روز و 5 ساعت و 4 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی