دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

وقتی به علاوه خداباشی منهای هرچیزی می تونی زندگی کنی.

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

# ارزش دوست برایم به قدری است که پلی برای عبورش شوم ، حتی اگر لحظه ای به زیر پایش نگاه نکند؛#

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تصویرم راکف دستانت بکش تاموقع مناجاتت التماس چشمانم راببینی !

آقـا اَمـیـن
532347_416374281747874_418227588_n.jpg آقـا اَمـیـن
در دوره

این عکس آدم رو میکنه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بــرآیَـــم سیگــ ـ ـآری آتَــش بِزَنــ میــ ـآنِ لَبــــ هآیمــ بِگـذآر وَ . . . پُـ ـر اَز بـآروتَمـــــ!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

انچه نامش"زندگي"بود ماراكشت؟مانده ام آنچه نامش"مرگ"است باماچه كند...!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

اگر زیستن را دوست داشتم ، هرگز به هنگام به دنیا آمدن نمی گریستم !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

سلامِ مرا به وجدانت برسان و اگر بیدار بود بپرس چگونه شب ها را آسوده می خوابد . . . ؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام این است که زیر لب بگویی: "یادش بخیر"

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

"شرمنده ام" که بي تو نفس ميکشم هنوز...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد . شاید بیشتر از تمـــــــام داشتــه هــــایــش- دوست می دارد حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد ، چه قدر دوســتت دارد ! و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد !

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

نسل من و تو نسلي بود که ؛ يواشکي بوسيد ، نوشيد ، خنديد ، حرف زد ، فکرکرد ، اعتراض کرد ، گريه کرد ، آرزو کرد ، دعا کرد ، درد و دل کرد ، انتخاب کرد ، عاشق شد ... به سلامتي " يــواشــکــي " که اگه نبود ، نسل من و تو منقرض ميشد ...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از نوشیدن این قهوه های تلخ خسته که نمیشوم هیچ مشتاق تر میشوم گویی نام تو در ته فنجان بعدی دیده خواهد شد!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

لــــــــحظه های ســــکوتم پـــــر هیاهــــــــــو ترین دقــــایق زندگیم هستند مــــــمـلو از آنــــــچـــه مــــی خواهم بـــــــــــــــگویم و نــــــــــــمی گـــــویم...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به شادی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"