دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

افلاطون را گفتند: چرا غمگين نمي شوي؟گفت دل برانچه كه نميماند نمي بندم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

رفته بودم سر حوض تا ببینم شاید عکس تنهایی خود را در آب آب درحوض نبود ماهیان می گفتند هیچ تقصیر درختان نیست ظهر دم کرده تابستان بود پسر روشن آب لب پاشویه نشست و عقاب خورشید آمد او را به هوا برد که برد به درک راه نبردیم به کسیژن آب برق از پولک ما رفت که رفت ولی آن نور درشت عکس آن میخک قرمز در آب که اگر باد می آمد دل او پشت چین های تغافل می زد چشم ما بود روزنی بود به اقرار بهشت تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهی ها حوضشان بی آب است باد می رفت به سر وقت چنار من به سر وقت خدا می رفتم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از " تـــو " دلـگیـــر نیستَــــم . . . ـ اَز دلـَــم دلـگیـــرَم !ـ ... کــــه نَبــــودَنـتــــ را صَبــــورانــــه تحمـــــل میکـنَــــد . . . ـ بـی هیـــچ شِـکــــوه ای ...!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

گفتم دوستت دارم ، نگاهی به من کرد و گفت : چندتا ؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بیماری خطرناک بری بری : کمبود ویتامین ب. بری بدی : کمبود پول. بدی بدی : خراب ذاتی ... بدی بگی : کمبود عقل ... بگی ندی : بد قولی ... بری ندی : چتر بازی ... نری بدی : بیمعرفتی... بدی بری : مرام ... بدی نری : دردسر ... نگی بدی : سورپرایز... بدی نگی : راز داری

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

زندگی آن هنگام زیباست که آدمی بداند فکری به خاطرش درهیاهوست!!!!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

دلتنگی عین آتش زیر خاکستر است گاهی فکر میکنی تمام شده اما یک دفعه همه ات را آتش میزند . . . . .

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

انتظار تو فقط مال منه سهم من از تو افسوس تورو نداشتنه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بزرگترین افسوس آدمی این است که روزگاری حس میکند میخواهد اما نمیتواند!!! و بعدها به یاد می آورد زمانی را که میتوانست اما نخواست...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

از این میترسم که دوست داشتن را مثل مسواک زدن بچه ها به ما یاد آوری کنند مرحوم حسین پناهی

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

تمام حجم خيالم از تو لبريز است... خيالم کوچک نيست... تو بزرگی...

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ميدانی بعضـی ها را هرچه قدر بـخوانی ... خسته نميشوی بعضـی ها را هرچه قدر گوش دهی ... عادتــــ نميشوند بعضـی ها هرچه تکرار شوند ... باز بکر اند و دستــ نـخورده بعضـــی ها " بی نهايتــ اند "

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بیشمارند آنهایی که نامشان آدم است ادعایشان آدمیت کلامشان انسانیت رفتارشان صمیمیت... ... حال..... ... من دنبال یکی میگردم که نه آدم باشد... ... نه انسان... نه دوست و رفیق صمیمی تنها صاف باشد و صادق پشت سایه اش خنجری نباشد برای دریدن... هیچ نگوید... فقط همان باشد که سایه اش میگوید صاف و یکرنگ..........

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی است که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
در دوره

ﺻﻔﺮ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﺗﺎ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺯﻧﮓ ﻧﺰﻧﯿﻢ! ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﭼﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﻣﺎ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻥ ﺯﻧﮓ ﺯﺩﯾﻢ