آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
این روزها همه به من دلـتــنــگــی هدیه می دهند لطفا آتش بس اعلام کنید! به خدا تمام شد دلـــــــــم...!
آقـا اَمـیـن
حسادت می کنم به همه ی آنهایی که هر روز حتی به اندازه ی " یک نگاه " تو را می بینند و به سرایدار خانه ات که هر روز حتی به اندازه ی " یک سلام " صدایت را می شنود تو نیستی و چشم هایم جز گریه کردن به هیچ کاری نمی آیند نه کتاب می خوانم نه فیلم می بینم نه ... و موبایلم هم چنان خاموش است وقتی می دانم قرار نیست به من زنگ بزنی
آقـا اَمـیـن
یادم باشد به سپهری بگویم: عشق دیگر صدای فاصله ها نیست,,,صدای فنر تخت است.
آقـا اَمـیـن
در کودکی ذهنم سرشار از رویا های گوناگون بود، اما امروز، آن رویاها جای خود را به خاطره ها داده اند...
آقـا اَمـیـن
من نه عاشق بودم و نه محتاج نگاهی که بلغزد به من،من خودم بودم و یک حس غریب،که به صد عشق و هوس می ارزید..
آقـا اَمـیـن
من در دعا کردن یک بد شانسی آوردم ، از بختِ بدم خدای من . خُدای تو نیــــــز بود... !
آقـا اَمـیـن
آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همین جاست بخند دست خطی که تو را عاشق کرد شوخی کاغذی ماست بخند آدمک خر نشوی گریه کنی ! کل دنیا سراب است بخند آن خدایی که بزرگش خواندی به خدا مثل تو تنهاست بخند!...
آقـا اَمـیـن
ﺍﺭ ﺁﺧﺮ،ﻣﻦ ﻭﺭﻕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻟﻢ ﺑُﺮ ﻣﯿﺰﻧﻢ! ﺑﺎﺭ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﮑﻢ ﮐﻦ،ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﺑﯽ ﺩﻝ! ﺑﺎ ﺩﻟﺖ،ﺩﻝ ﺣﮑﻢ ﮐﻦ! ﺣﮑﻢِ ﺩﻝ: ﻫﺮ ﮐﻪ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﺩ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯﺩ ﻭﺳﻂ،ﺗﺎ ﻣﺎ ﺩﻟﻬﺎﯾﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺭﻭ ﮐﻨﯿﻢ... ... ...ﺩﻝ ﮐﻪ ﺭﻭﯼِ ﺩﻝ ﺑﯿﻔﺘﺪ،ﻋﺸﻖ ﺣﺎﮐﻢ ﻣﯿﺸﻮﺩ...ﭘﺲ ﺑﻪ ﺣﮑﻢِ ﻋﺸﻖ،ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﯿﻢ. ﺍﯾﻦ ﺩﻝِ ﻣﻦ! ﺭﻭ ﺑﮑﻦ ﺣﺎﻻ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ! ﺩﻝ ﻧﺪﺍﺭﯼ!؟ ﺑُﺮ ﺑﺰﻥ ﺍﻧﺪﯾﺸﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ... ﺣﮑﻢ ﻻﺯﻡ،ﺩﻝ ﺳﭙﺮﺩﻥ،ﺩﻝ ﮔﺮﻓﺘﻦ،ﻫﺮ ﺩﻭ ﻻﺯﻡ
آقـا اَمـیـن
دیشب از دلتنگيت بغضی گلویم را شکست گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست من نگاهت را کشيدم روی تاریخ غزل تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست . . .
آقـا اَمـیـن
خوب یا بد ؛ داستانها ساخته میشوند ... ! تو مثل انسان زندگی کن ... جهان جای عجیبی ست . اینجا ؛ هر کس شلیک کند ، خودش کشته میشود ... !
آقـا اَمـیـن
غربت آن نیست که تنها باشی فارغ از فتنه ی فردا باشی غربت آن است که چون قطره ی آب دم به دم، در پی دریا باشی غربت آن است که مثل من و دل در میان همه کس یکه و تنها باشی
آقـا اَمـیـن
باید یه امپول ضد هاری هم تو بچگی به بعضی از ادما بزنن ... ! که وقتی بهشون محبت میکنی! هار نشن پاچتو بگیرن.....
آقـا اَمـیـن
زمان ! به من آموخت که : دست دادن معنی رفاقت نیست ... بوسیدن قول ماندن نیست ... و عشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست.
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 8 روز و 23 ساعت و 58 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی