آقـا اَمـیـن
آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X
آقـا اَمـیـن
انسان هم میتونه دایره باشه هم یه خط راست انتخاب با خودته
آقـا اَمـیـن
از کسانیکه ستاره ها را نمی شناسند احوال افتاب را نپرسید.
آقـا اَمـیـن
اگه این روزا حس كردی توی قلبت بجای صدای "تاپ تاپ "صدای اره و تیشه میاد نترس! مریض نشدی "من دارم توی دلت واسه خودم یك كلبه می سازم"
آقـا اَمـیـن
پاییز از زمستون غمگین تره چون بهار و ندیده، ولی من از پاییز غمگین ترم
آقـا اَمـیـن
عشق يعنی اميد، يعنی طراوت باران، يعنی سفيدي برف، يعنی ساز زندگی و لبريز از خوشی،و عشق يعنی راز زيستن!
آقـا اَمـیـن
گاهی وقت ها اون قدر بهونه داریم که بی بهونه گریه می کنیم
آقـا اَمـیـن
چه کسي ميداند که تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟ چه کسي ميداند که تو در حسرت يک روزنه در فردايي؟ پيله ات را بگشا ...تو به اندازه ي يک پروانه زيبايي
آقـا اَمـیـن
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ولی وای از اون روزی که همون یکی درد دلت باشه
آقـا اَمـیـن
سعی کن تو زندگی مثل زودپز باشی, یعنی تو اوج زمانی که جوش میاری سوت بزنی !!!
آقـا اَمـیـن
صفاي ما پا برهنه ها ميدوني چيه؟ اينه كه ريگي به كفشمون نيست!!!
آقـا اَمـیـن
تو گفتی از دلتنگی ام برایت بنویسم، اما فكرش را نكردی دفتر دلتنگی هایم در قلبت جا نمی گیرد
آقـا اَمـیـن
شكسته شيشه قلبم ، كجايي مرحم دردم تو را در غربت عشقم غريبانه صدا كردم صدا كردم تو را هستي شنيدي و گذر كردي مرا آواره و تنها گداي در به در كردي
آقـا اَمـیـن
کودکي با پاهاي برهنه بر روي برفها ايستاده بود و به ويترين فروشگاهي نگاه مي کرد زني در حال عبور او را ديد .او را به داخل فروشگاه برد و برايش لباس و کفش خريد و گفت: مواظب خودت باش .کودک پرسيد: ببخشيد خانم شما خدا هستيد؟ زن لبخند زد و پاسخ داد: نه من فقط يکي از بنده هاي خدا هستم. کودک گفت: مي دانستم با او نسبت داريد
آقـا اَمـیـن
کاش هرگزدر محبت شک نبود تک سوار مهرباني تک نبود کاش بر جاني که در قاب دل است واژه تلخ خيانت حک نبود
واسه ی دیدن بارون اشکام

12 سال و 11 ماه و 6 روز و 15 ساعت و 55 دقيقه قبلدوباره خاطره هامو سوزوندم
ولی تو اینجا نبودی ببینی
چجوری پای نگاه تو موندم
تو نبودی که ببینی دلم رو
چجوری عاشق عشق تو مونده
منی که بی تو یه لحظه نبودم
کی دل خاطرهاتو شکونده؟
میون رنگ عجیب نگاهت
یکمی فاصله مونده تا دریا
تا دل خسته نفس به نفس شه
تو بیا واقعی شو خود رویا
مازیار فلاحی