دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

آقـا اَمـیـن

تَــنـهـای تَــنـهـا : ( درباره »
آقـا اَمـیـن
مرد
امتیاز: 41987

دنبال‌شدگان

(4640 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(1945 کاربر)

گروه‌ها

(93 گروه)

بازدید

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آهنگ پروفایــلم . عاشِقشَم : X

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

پُـروفـایـلم بـد نـشـد ولـی بـعـدا بـهـتـرش ُ درسـت میـکـنـم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

جیگر : من خر نیستم ! من خر نیستم ! من خر نیستم ! فامیل دور : ببخشید جسارت کردم ، شما عقابی، پروانه ای ، من خرم که توو این خونه با تو موندم !!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط موبایل

بخدا من بيست و دو سالم نيست تازه توى 21 هستم مهر ميشم 22 دنبالر داره با احساساتم بازى ميکنه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

آدم نـمـی دونـه تـو ایـن دور زمـونـه بـه کـی اعـتـمـاد کـنـه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

اصـلـا بـه درک جـوابـمـو نـمـیـدی مـث خـودت رفـتـار میـکـنـم

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک

اعتراف میکنم که اعترافی که میخواستم اعترافش کنم با اعتراف یکی دیگه یکی بود یعنی اعتراف ما تو مایه های یه اعتراف بود

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک

پسره ترم دوم دانشگاهه نه کار درستی داره نه تیپ وقیافه ای بعد با اعتماد به نفس تمام از استادش خواستگاری میکنه و جواب مثبتم میخواد

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن
توسط پیامک

گاهی گفتن بهتر از نگفتن است اگر خواهان گفتنی، نگو تا گفتنت به نگفتنت و گفتن که نگفتن اصلا یه وضعی میخوام نگی تو همه عمرت

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

يه دختر خوب هيچوقت شماره دوست پسرشو براي شوخي بعنوانفروش گوسفند زنده تو نيازمنديها چاپ نميكنه ... {

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

عـکس دارم ولـی نمـیـزارم دلـتـون بـسـوزه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

امروز کنار خیابون ایستاده بودم یه دختره با جنسیس اومد جلوم ترمز کرد و گفت: ببخشید میخوام برم صادقیهمنم بهش گفتم: کار خوبی میکنی خیلی جای خوبیه. برو به امید خدا از خنده دیگه نمیتونست حرکت کنه

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

یه بار حوصله م سر رفته بود به یه شماره ناشناس اس ام اس دادم : عزیزم من حامله م هیچی دیگه زنش بود فک کنم زنگ زد من که نفهمیدم چی میگفت فقط صدای جیغ میشنیدم سرگرمی سالم به این میگن!

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

یه شب ساعت 9 بارون وحشتناکی میبارید ، دوس دخترم زنگ زد گفت : همین الآن پیاده بیا ونک منم میام ، هرکی بیشتر خیس شده بود اون عشقش بیشتره هیچی دیگه منم پای دنبالر بودم یادم رفت، طفلک نمیدونم سرماخوردگیش خوب شده یا نه آخه دو ساله ندیدمش

آقـا اَمـیـن
آقـا اَمـیـن

حـدیـث داریـم: وقـتـی کـه نـمـی تـونـی دوس پـسـر یـه دخـتـر داف بـشـی ، داداشـش شـو