P A R $ A
روز مرگم هر که شیون کند از دورو برم دور کنید همه را مست وخراب از می انگور کنید مرد غسال مرا سیر شرابش بدهید مست و مست از همه جا حال خرابش بدهید بر مزارم مگذارید بیاید واعظ پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ جای تلقین به بالای سرم دف بزنید شاهدی رقص کند جمله شماکف بزنید روزمرگم وسط سینه ی من چاک زنید اندرون دل من یک قلمه تاک زنید روی قبرم بنویسید که وفاداربرفت آن جگرسوخته هم خسته از این دار برفت...
P A R $ A
Similar شبهای تنهایی .... مرا چه به تنهایی و سکوت ؟ نقاشی می کشم. دنیای وارونه ام را ،. از اینجا تا بی انتهایی تو. رنگ در طرح. بوسه ای بر باد. درختی در آغوش خاک ...
P A R $ A
کودکی بودم بازیگوش، نوجوانی شرور و جوانی، حال من ماندم و خاطره و غم تنهایی.....
P A R $ A
*به سراغ من اگر می آیید ...نرم و آهسته بیایید...مبادا که ترک بردارد...چینی نازک تنهایی من**. *****.بیا بشنو ز من افسانه ی درد.... که من پرونده ی دامان دردم ...
P A R $ A
نهاترین تنها منم سرگشته و رسوا منم عشق تو خوابی بود و بس نقش سرابی بود و بس این آمدن این رفتنت رنج و عذابی بود و بس ای فلک بازی چرخ تو نازم بی گمان آمدم تا که ببازم..........
P A R $ A
پس دادن تاوان اشتباهاتم را مینویسم شاید درسی که روزگار به من داد عبرتی باشد برای آنان که نمی خواهند خود تجربه کنند!!!.
amir7015
پرسید که چرا دیر کرده است ؟ نکند دل دیگری اورا اسیر کرده است ؟ خندیدم و گفتم او فقط اسیر من است تنها دقایقی چند تاخیر کرده است گفتم امروز هوا سرد بوده است شاید موعد قرار تغییر کرده است... خندید به سادگیم آینه و گفت احساس پاک تورا زنجیر کرده است! گفتم ار عشق من چنین سخن مگوی گفت : خوابی سالها دیر کرده است... در ایینه به خود نگاه میکنم آه عشق او عجیب مرا پیر کرده است راست گفت آیینه که منتظر نباش او برای همیشه دیر کرده است .
amir7015
گاه یک لبخند انقدر عمیق میشود که گریه می کنیم گاه یک نغمه انقدر دست نیافتنی میشود که با ان زندگی می کنیم گاه یک نگاه انچنان سنگین میشود چشمانمان رهایش نمی کند گاه یک عشق انقدر ماندگار می شود که فراموشش نمی کنیم
P A R $ A
فکر ميکردم آنقدر از نگاهم بيزار شده اي که دور دور رفته اي… اما دور شده بودي تا پا به پا شدنت را نبينم…و اشکهاي خداحافظي را !!
P A R $ A
مانده ام با دوستت دارمي
كه پيش از رفتنت گفتي چه كنم
در مشت مي فشارمش چون كليد صندوقچه اي
بي آن كه با كسي در ميان بگذارم
راز گنج گرانبهايم را
P A R $ A
يکي هست تو قلبم که هرشب واسه اون مينويسم و اون خوابه نميخوام بدونه واسه اونه که قلب من اين همه بي تابه يه کاغذ يه خودکار دوياره شده همدم اين دل ديوونه يه نامه که خيسه پر از اشکه و کسي بازم اونو نمي خونه........
P A R $ A
ديگه رو خاک وجودم نه گلي هست نه درختي / لحظه هاي بي تو بودن ميگذره اما به سختي . . .