P A R $ A
بذار با گریه این بارم بگم خیلی دوست دارم اگه بازم پشیمونی به روتم اصلا نمیارم........
P A R $ A
خستگی هامو بگیرین.........غم چشمامو بگیرین......دردو از تنم بگیرین بذارین برم از اینجا بذارین برم از اینجا....جنگ من با تن تمومه بردنو باختن تمومه بذارین برم از اینجا موندن رفتن تمومه...نمیخوامو نمیتونم به لبم رسیده جونم نذارین اینجا بمونم بذارین برم از اینجا.........
P A R $ A
گاهي خيال ميکنم از من بريده اي / بهتر ز من براي دلت برگذيده اي از من عبور ميکني و دم نميزني / تنها دلم خوش است که شايد نديده اي . . .
P A R $ A
خوشا روزي که با هم مينشستيم / قلم در دست و کاغذ مينوشتيم
قلم بشکست و کاغذ در هوا شد / مگر خط جدايي مينوشتيم . .
P A R $ A
گمانم اشک من پايان ندارد / دل دريادلان سامان ندارد بريز اشک صداقت بر نگاهت / که خنده بر لبانم جا ندارد . . .
P A R $ A
تپيدن ، سوختن، در خاک و خون غلطيدن و مردن بحمدالله که درد عاشقي تدبيرها دارد.....
P A R $ A
وقتي نگاهت غمگين است قطره هاي پشت شيشه هم بغض مي کنند…………نگاهت بي آواز است حتي باران هم شوقي براي بارش ندارد……..وقتي لبخندت ماتمکده ي چشم هاي باراني ات مي شود چکاوک حتي در باران هم مي ميرد…
P A R $ A
چشاتو وا نکن اينجا ، هيچ چي ديدن نداره صداي ِ سکوت ِ لحظه ها ، شنيدن نـداره توي آسموني که کرکسا پرواز ميکنن ديگه هيچ شاپرکي ، حس ِ پريدن نداره دستاي نجيب ِ باغچه ، خيلي وقته خاليه … از تو گلدون ، گلاي کاغذي چيدن نداره بذا باد بياد ، تموم ِ دنيا زير و رو بشه قلباي آهني که ، ديگه تپيدن نداره خيلي وقته ، قصه ي اسب ِ سفيد ، کهنه شده وقتي که آخر ِ جادهها رسيدن نداره نقض ِ قانون ِ آدمبزرگا جـُرمه ، عزيزم چشاتو وا نکن ، اينجا هيچ چي ديدن نداره
P A R $ A
هيچکس اشکي براي ما نريخت
هرکه با ما بود از ما مي گريخت
چند روزيست حالم ديدني ست
حال من از اين و آن پرسيدني ست
گاه بر روي زمين زل ميزنم
گاه بر حافظ تفعل مي زنم
حافظ ديوانه فالم را گرفت
يک غزل آمد که حالم را گرفت
گفت:ما زياران چشم ياري داشتيم
خود غلط بود آنچه مي پنداشتيم
P A R $ A
تو برگه هاي چکنويس نميگم نخون بخون بعدشم روش بنويس اگه خوب نگاه کني ميبيني که مونده رو اون رد اشک دو چشم عاشق و ابري و خيس
P A R $ A
دارم از تو مي نويسم که نگي چه بي وفا بود
نگي با اين همه خوبي شبيه ادم بدا بود
دارم از تو مي نويسم که شايد يکي بخونه
تا با خوندن نوشتم دردمو يکي بدونه
P A R $ A
انتـــــــــــــــــــــــــــــظار ... شش حرف و چهار نقطه ! کلمه کوتاهيه . اما معنيش رو شايد سالها طول بکشه تا بفهمي ! تو اين کلمه کوچيک ده ها کلمه وجود داره که تجربه کردن هر کدومش دل شير مي خواد! تنهايي ، چشم براه بودن ، غم ؛غصه ، نا اميدي ، شکنجه رو حي ،دلتنگي ، صبوري ، اشک بيصدا ؛ هق هق شبونه ؛ افسردگي ، پشيموني، بي خبري و دلواپسي و .... ! براي هر کدوم از اين کلمات چند حرفي که خيلي راحت به زبون مياد و خيلي راحت روي کاغذ نوشته ميشه بايد زجر و سختي هايي رو تحمل کرد تا معاني شون رو فهميد و درست درک شون کرد !!! متنفرم از هر چيزي که زمان را به ياد من مياورد... و قبل از همه ي اينها متنفرم
P A R $ A
از انتظار ... از انتـــــــــــــــــــــــــــــــظار متــــــنـــــفــــــرم .........
P A R $ A
گاهي..
گاهي بايد کم باشي تا کمبودت احساس شه