دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پشت تنهایی من که رسیدی گوشهایت را بگیر
اینجا سکوت گوش تو را کر میکند....
از یک گوشه ی اتاق
به گوشه ی دیگر سفر می کند ...
تمام فاصله اش تا من
همیشه همین قدر است ...
تنهایی !!!

جزئیات گروه

شناسه 317
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3430 پست
عضو 505 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 40
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 205
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 32

کاربران گروه

(501 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

وقتی نیستی.....تنهاترینم
شناسه‌: 317 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
EHSAN
EHSAN

بگو هستی.........

EHSAN
EHSAN

دارم میرم از این خونه دارم میرم نگو برگرد.....برام راهی نمیمونه به جز رفتن به این بن بست........

EHSAN
EHSAN

به هر راهی بگی رفتم ولی نشد ما سهم هم باشیم چشمامونو ببندیمو تو آغوش هم باشیم..........

EHSAN
EHSAN

دیگه دلمم مثل قبل نیست دیگه دوست داشتنو فراموش کرده........

فرهاد
فرهاد

در كلبه كوچك قلبم ،برايت، مركبي از غرور و محبت مهيا مي كنم تا تكسوار درياي بي انتهاي عشقم گردي .اگر رفتي و مقصد گمشده را نيافتي تو را به خدا سوگند مي دهم به كلبه كوچك قلبم بازگردي ! چشم به راه توام ...

فرهاد
فرهاد

ياد تو مثل خورشيدي در شبهاي تنهايي ام مي درخشد و همه ي ستارگان را مجاب مي كند وقتي تو باشي ، شب قابل تحمل است . تو يك روياي نديده اي . سر به ديوار مهرت مي گذارم و پشت نرده هاي خيال يك آرزو آنقدر مي نشينم و آنقدر مي نويسم تا ...

فرهاد
فرهاد

اي آبي ترين صبح ، تو از تبار بهاري و من از قبله پاييز .زير اين حجم سنگين تنهايي ، در ميان كوچه هاي گمنام زندگي به تو مي انديشم. سالهاست كه اشك ديدگانم ارمغان كوير گونه هايم شده است . تو نميداني كوچه باغ خاطره پر از پاييز شده است ، پر از سكوت تنهايي ...

فرهاد
فرهاد

تنها و غریب در این شهر به کجا بیایم که تو باشی.........

PARIA
PARIA

گفتمش آغاز درد عشق چيست؟ گفت آغازش سراسر بندگيست گفتمش پايان آن را هم بگو گفت پايانش همه شرمندگيست گفتمش درماندردم را بگو گفت درماني ندارد، بي دواست گفتمش يک اندکي تسکين آن گفت تسکينش همه سوز و فناست

PARIA
PARIA

هيچگاه نگذار در کوهپايه هاي عشق کسي دستت را بگيرد که احساس ميکني در ارتفاعات آنرا رها خواهد کرد

PARIA
PARIA

به چشمي اعتماد کن که به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد ، به دلي دل بسپار که جاي خالي برايت داشته باشد و دستي را بپذير که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

این ارسال را بازنشر کرده است.
PARIA
PARIA

تو اون فرشته اي که وقتي در فصل بهار قدم ميزني برگ درختان انتظار پاييز را ميکشند تا به جاي پاهايت بوسه بزنند

PARIA
PARIA

اي کاش از بدو تولد کور بودم تا که هيچگاه درياي عشق را در چشمان مليح و فريبايت نمي ديدم

PARIA
PARIA

مي دونستي اشک گاهي از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسي مي توني هديه کني اما اشک رو فقط براي کسي مي ريزي که نمي خواي از دستش بدي

PARIA
PARIA

وقتي گفتي تا آخر دنيا باهاتم اون موقع بود که فهميدم چرا دنيا 2 روزه