دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

پشت تنهایی من که رسیدی گوشهایت را بگیر
اینجا سکوت گوش تو را کر میکند....
از یک گوشه ی اتاق
به گوشه ی دیگر سفر می کند ...
تمام فاصله اش تا من
همیشه همین قدر است ...
تنهایی !!!

جزئیات گروه

شناسه 317
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3430 پست
عضو 505 کاربر
طرفدار 18 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 40
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 205
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 32

کاربران گروه

(501 کاربر)

مدیران گروه

(4 مدیر)

برچسب‌های کاربری

وقتی نیستی.....تنهاترینم
شناسه‌: 317 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
EHSAN
EHSAN

روزي که عشق را قسمت کردند پرواز را به تو دادند .... قفس را به من ساز را به تو دادند .... غم را به من و من تشنه ي کوير دشت بارانم ..... مانند طايفه ي خاک مي مانم و دشمن طوفان من هر شب اين ساز را به بهانه ي تو به صدا در مي آورم

EHSAN
EHSAN

فریب بود همه حرفات بی بهونه زدی زیر تموم قولهایی که داده بودی.........دیگه پیشت نمیام...........

بی‌تـا
بی‌تـا

تازه عادت کرده بودم که تو تنهایی ببینم... !

EHSAN
EHSAN

روزي كه به ديدنم آمدي--يك كپي از هويتم را ميخواهم--براي وقتي كه خواهران و برادران ديني به قصد ارشاد...فحش و تحقير تقديمم ميكنند....روزي كه به ديدنم آمدي---برايم صدا خفه كن بياور---ميخواهم وقتي به جرم عشق و انتخاب برچسب فاحشه ميزنندم...بغضم را در گلو خفه كنم----- برايم يک تيغ بياور ، ميخواهم موهايم را از ته بتراشم تا سرم هوايي بخورد و بي‌واسطه روسري کمي بيانديشم----- برايم يک بيلچه بياور تا تمام غرايز زنانه ام را از ريشه درآورم و شخم بزنم وجودم را . . بدون اين‌ها راحت‌تر به بهشت مي‌روم ، گويا !!!! برايم يک مداد پاک کن بياور براي محو لب‌هايم--- نمي‌خواهم کسي به هواي سرخيشان سياهم کند !

این ارسال را بازنشر کرده است.
EHSAN
EHSAN

چقدر تلخ!!!!!!لبهايت طعم سيگار ميداد ...و من ميدانستم تو سيگار نميکشي..........

بی‌تـا
بی‌تـا

دلــــــــــــم.....دلـــــــــــ-م گرفته از خــــــــــــودم . . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
EHSAN
EHSAN

بلند ترين شاخه درخت ، يک واژه را مي فهمد ، و آن هم تنهائيست . . .

EHSAN
EHSAN

کاش چشمان مرا خاک کنيد / تا نبينم که چه تنها شده ام . . .

EHSAN
EHSAN

شبي گفتي نداري دوست من را نمي داني که من شب چه کردم خوشا بر حال آن چشمي که آن را به زيبايي پسنديدي و رفتي

EHSAN
EHSAN

اميـــــــــــــــــــدوار بودم به پاي هم پير شويـــــــــم نه به دستـــــــ هم . . . !

EHSAN
EHSAN

برگرد و تمام دنيا را غافلگير کن من حتي با خدا هم شرط بسته ام

بی‌تـا
بی‌تـا

چترها را باید بست،زیر باران باید رفت.فکررا،خاطره را،زیرباران باید برد.باهمه مردم شهر،زیرباران بایدرفت.دوست را زیرباران دید.عشق را،زیر باران باید جست (سهراب سپهری)

این ارسال را بازنشر کرده است.
EHSAN
EHSAN

مي گفت كه بعد از اين به خوابم بيني / پنداشت كه بعد از او مرا خوابي هست ! .....................

EHSAN
EHSAN

نفسهايت را پُک مي زنم ؛ ريه هايم غرق بوسه مي شوند...

بی‌تـا
بی‌تـا

کاش ببخشــــــی تو خطاهامو دوباره...