EHSAN
بنام انکه اشک راآفريد تا آتش جنگلهاي عشق را خاموش کند ...سلام دوستان
samira
از مغز سر تا کف پای ِ آدم می سوزه وقتی خودتو به حماقت می زنی و طرف می ذاره به حساب زرنگیش...!
samira
تمامی روزهایی که سرگرمیت بودم، زندگیم بودی......
EHSAN
ش بیا ! پیش بیا ! پیشتر! تا که بگویم غم دل بیشتر دوست ترت دارم از هرچه دوست ای تو به من از خود من خویشتر دوست تر از آنچه بگویم چقدر بیشتر از بیشتر از بیشتر داغ تو را از همه دارا ترم درد تو را از همه درویشتر هیچ نریزد بجز از نام تو بر رگ من گر بزنی نیشتر فوت و فن عشق به شعرم ببخش تا نشود قافیه اندیشتر
EHSAN
شسته ام باز کنار تو اومدی سراغم نگاه تو روشن شبای بی چراغم صدای من وقتی قصه داره که رنگ چشم تو غصه داره شب من و تو باز دوباره انتظاره
EHSAN
موجیم و وصل ما ازخود بریدن است ساحل بهانه ای است رفتن رسیدن است تا شعله درسریم پروانه اخگریم شمعیم و اشک ما در خود چکیدن است ما مرغ بی پریم از فوج دیگریم پرواز بال ما در خون تپیدن است پر می کشیم و بال بر پرده خیال اعجاز ذوق ما در پر کشیدن است ما هیچ نیستیم جز سایه ای ز خویش آیین آینه خود را ندیدن است گفتی مرا بخوان خواندیم وخاشی پاسخ همین تو را تنها شنیدن است بی درد وبی غم است چیدن رسیده را خامیم و درد ما از کال چیدن است
EHSAN
از پشت هفت دیوار دیوارهای صاف دیوارهای شیشه ای شفاف دیوارهای تو دیوارهای من دیوارهای فاصله بسیارند آه.. دیوارهای تو همه آیینه اند آیینه های من همه دیوارند
EHSAN
تی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض میخوانم عمریست لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره میکنم باشد برای روز مبادا اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هرچه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست
EHSAN
حرف دلت که هیچوقت نتونستی بهش بگی.....
EHSAN
عاشقانه دوستت خواهم داشت .بی انکه بخواهم دوستم داشته باشی و عاشقانه در غم تو خواهم مرد .بدون اینکه بخواهم در مرگم اشکی بریزی .
EHSAN
همیشه تلخترین لحظه ها را کسی برایت می سازد که قشنگترین لحظه هارا با او بودی ...........
EHSAN
واسه تو....................