abisefid(امیر)
این روزها چیزی کم است چیزی شبیه حسی داغ شبیه لحظه ای سوزنده شبیه دمی آرامش آری ، آری ... این روزها آغوشت کم است.....!
abisefid(امیر)
زندگی شاید همین باشد یک فریب ساده ی کوچک آن هم از دست عزیزی که... هیچ کس چون او برایت گرامی نیست ... بی گمان باید همین باشد!!!
abisefid(امیر)
تا کی در شعرهای من به دنبال خودت هستی یک بار هم در شعرهای من به دنبال خود من باش.....
abisefid(امیر)
سالها رفت و هنوز یک نفر نیست بپرسد از من که تو از پنجره ی عشق چه ها می خواهی؟ صبح تا نیمه ی شب منتظری همه جا می نگری گاه با ماه سخن می گویی گاه با رهگذران،خبر گمشده ای می جویی راستی گمشده ات کیست؟ کجاست؟ صدفی در دریا است؟ نوری از روزنه فرداهاست یا خدایی است که از روز ازل ناپیداست...؟.
abisefid(امیر)
از سرم که بیفتی دست و پای غرورت خواهد شکست ...آن روز درد شکستن را خواهی فهمید روزی که از چشمت افتادم را به یاد آر !!!
abisefid(امیر)
وقتی بهت میگه جات خالیه... نگو دوستان به جای ما ... شاید منتظر اینه که بگی ... جامو نگهدار ، زود میام ...
abisefid(امیر)
گاهی گمان نمیکنی ولی میشود ، گاهی نمی شود که نمی شود! گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست! گاهی نگفته قرعه به نام تو می شود! گاهی گدای گدایی و بخت یار نیست! گاهی تمام شهر گدای تو می شود!!!
abisefid(امیر)
نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن . .
abisefid(امیر)
از خودم سقوط کردم و جعبه سیاهم گم شده ؛ نیست که نیست
abisefid(امیر)
دير گاهيست كه تنها شده ام قصه غربت صحرا شده ام وسعت درد فقط سهم من است باز هم قسمت غم ها شده ام دگر آيينه ز من بي خبر است كه اسير شب يلدا شده ام من كه بيتاب شقايق بودم همدم سردي يخ ها شده ام كاش چشمان مرا خاك كنيد تا نبينم كه چه تنها شده ام
abisefid(امیر)
دنیا را بد ساخته اند... کسی را که دوست داری، تو را دوست نمی دارد. کسی که تو را دوست دارد ،تو دوستش نمی داری اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند و این رنج است . و این تمام زندگیست و زندگی یعنی این ....
abisefid(امیر)
بزرگترین افــســوس آدمی آن است که حس میکند میخواهد اما نمیتواند…….و به یاد می آورد زمانی را که می توانست اما…….نــخــواســت
abisefid(امیر)
قول داده ام... گاهـــــــی هر از گاهـــــی فانـــــوس یادت را میان این کوچه های بی چراغ و بی چلچلـــــــه، روشن کنم خیالت راحــــــت! من همان منـــــم؛ هنوز هم در ین شبهای بی خواب و بی خاطـــــره میان این کوچه های تاریک پرسه میزنم اما به هیچ ستارهی دیگری سلام نخواهــــــم کرد..
abisefid(امیر)
سرشارم از بودن توای همنفس با ترانه هایم ببار بر این تن خاکی تا چو پرنده پر بگیرم ای نام تو بر تارک تمام نوشته ها بگذار به شوق بودن تو سراز خاکستر برگیرم نگاه کن بر اشتیاق جان گرفته نگاه کن به دل گُر گرفته نگاه کن به مستی ام زجام چشم مست تو نگاه کن به فتنه ای که سراپایم را گرفته بیا ای تمنای سترگ دلهابیا ای دم مسیحای باران بیا ای جاری در راز هستیبیا ای آسمانی ترین حس و نگاه