ܓ✿ ツMeena
بسترم صدف خالی یک تنهایی است و تو چون مروارید گردن آویز کسان دگری....
sahar
خط زدن بر من پایان من نیست ، آغاز بی لیاقتی توست
sahar
عیبی ندارد،باز هم خودت را بزن به آن راه! خودت را که به آن راه می زنی میخواهم تمام راه های دنیا خراب شود !
ܓ✿ ツMeena
باز هم از تو گفتن تمام زندگيم ... نمي داني چقدر دلم برايت تنگ شده ... به هر جايي مي نگرم تو را مي بينم . مي خواهم خودم را و گذشته را فراموش کنم . بي هدف و سرگردان در ميان درياي نوميدي به دنبال روزنه ي اميدي مي گردم . مي دانم روزگاري نه چندان دور هنگاميکه شاد و خندان در کنار يار و همدمت با او از عشق و محبت سخن مي گويي ، تندبادي کتابي را برايت به ارمغان مي آورد . بر روي کتاب نوشته* نامه هاي دلتنگي * و چشماني که لبريز اشک است و تو را عاشقانه نگاه مي کند . يک لحظه مي گويي : اين چيست ؟ و اين زن کيست ؟ آه اي خداي من ... مگر مي شود تو مرا زخاطر برده باشي ؟! ... يار تو ندا سر مي دهد : چيست اين کتاب ؟ و تو باز مي کني غمنامه ي عمر مرا ... نامه هاي دلتنگي ...
sahar
شانس يه بار در خونه آدمو ميزنه , بَدشــــانسي دستش رو از روي زنگـ بر نميداره , بدبختي هم که کلاً کليد داره . . . . . .!
sahar
مادری ناراحت کنار پسرش نشسته بود،پسر به مادرش گفت: تو دومین زن زیبایی هستی که تو عمرم دیدم مادر پرسید: پس اولی کیست؟ پسر جواب داد : خود تو ، وقتی که لبخند میزنی .
ܓ✿ ツMeena
کابوس میدیدم از خواب پریدم که به اغوش تو پناه ببرم افسوس............... یادم رفته بود که از نبودت به خواب پناه بردم ...
ܓ✿ ツMeena
بس که دیوار دلم کوتاه است . هرکه از کوچه ی تنهایی من می گذرد ، به هوای هوسی هم که شده . سرکی می کشدو می گذرد …
ܓ✿ ツMeena
اگه نسیمی شانه هایت را نوازش کرد بدان آن هوای دل من است که به یادت می وزد.
ܓ✿ ツMeena
گدا شدن به در خانه ی دوست قصد فقط دیدن اوست وگرنه نان شب را هر گدایی دارد ...
sahar
باران رحمت خدا همیشه می بارد,
تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم!