دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
مریم
مریم

@یـ ـک آدمـ ـبلندترين شاخه ي درخت يك واژه را مي فهمد ، و آن هم تنهاييست.

مریم
مریم

تا حالا دقت کردین مشترک مورد نظر شما مورد نظر خیلی ها می باشد؟؟؟

مریم
مریم

هر فردی می تواند در آن واحد ، عاشق چند نفر باشد ، همان غم و اندوه عاشقی را با هر يك از آنها احساس كند ، ولی به هيچ يك از آنان خيانت نورزد . فلورنتينو در حالی كه روی اسكله قدم می زد و اين افكار را در ذهن می پروراند، دچار خشمی ناگهانی شد و زمزمه كرد : انگار قلب من ، بيشتر از يك فاحشه خانه ، اتاق دارد؟؟؟؟

میترا
images.jpg میترا

خدایا برای ما که پشت پنجره نشسته ایم بارانت خیلی زیباست ولی به آن کودکی که نه سرپناهی دارد نه چتری و تازه کفش های کهنه اش هم پاره شده فکری کرده ای.....!

مریم
مریم

تنهايی هايتان را پيش ‌فروش نكنيد ، فصلش كه برسد به قيمت میخرند.

میترا
میترا

خداوندا به پیمان مقدس دوستی سوگند.درودهایم نثار انانی که کاستی هایم را مبینند ولی باز دوستم دارند!..

مریم
مریم

سرت را که روی سینه ام بگذاری ، هیچ نخواهی شنید ، قلب من طاقت اینهمه خوشبختی را ندارد .

این ارسال را بازنشر کرده است.
مریم
مریم

عشـق آواز نـیست كه رهـگـذری بـه یـاد بـیـاورد ، بــخـوانـد و بـعـد فـرامــوش كنـد

میترا
میترا

دهانم پر از حرف است ولی با دهان پر که نمی شود حرف زد!!!

مریم
مریم

در تاریکی مطلق اتاق آغــــوش خالی ام را بیشتر بغـل میکنم دنبال بوی مقدس تــوام

مریم
مریم

بفرمایید سیب و خرما

مریم
مریم

دلم برای مردی تنگ است که مرا نمی بیند من عاشق سایه ی غمگین یک شاعر باران زده ام يك چتر پاره پاره و سفید

میترا
میترا

زندگي همچون بادکنکي است در دستان کودکي که هميشه ترس از ترکيدن آن لذت داشتن آن را از بين ميبرد

مریم
مریم

يکي مي رفت ، پسري او را ديد و دنبال او روان شد . زن پرسيد که چرا پس من مي آيي ؟ پسرگفت:برتو عاشق شده ام. زن گفت:برمن چه عاشق شده اي،خواهر من ازمن خوبتر است واز پس من مي آيد ،برو و براو عاشق شو.پسر از آنجا برگشت ودختري بدصورت ديد،بسيار ناخوش گرديدو بازنزد زن رفت وگفت:چرا دروغ گفتي ؟زن گفت:توراست نگفتي. اگر عاشق من بودي،پيش ديگري چرا مي رفتي ؟ مرد شرمنده شد و رفت این داستان عشق های امروزیه ماست.

مریم
مریم

گوشه نــدارد که يـک گوشه اش بنشينم و نفسي تــازه کنم ... گــرد گــرد است اين زمين.. ايــن روزگــــار .