زندگی تکراری
گوشهایش به سمت صدا چرخید ولی چیزی نشنید ..... همه چیز از بین رفته بود ....
اِبی بن بست. . .
آنچه که هستی، هدیه خداوند است به تو
آنچه که می شوی، هدیه توست به خداوند
پس بی نظیر باش
زندگی تکراری
دارم میمیرم این ماه دقیقا 4 برابر حقوقم قسط و قرض و بدهی پرداخت کردم کمرم زیر بار زندگی داره میشکنه ......
زندگی تکراری
گشنمه ...........................
میترا
دعاهایت را اجابت کند آنکس که آسمانی رامیگریاند تا گلی را بخنداند
اِبی بن بست. . .
وقتی برگ های پاییز رو زیر پات له می کنی یادت باشه روزی بهت نفس هدیه می کردن
اِبی بن بست. . .
برای آنکه به طریق خود ایمان داشته باشیم ، لازم نیست ثابت کنیم که طریق دیگران نادرست است . کسی که چنین می پندارد ، به گامهای خود نیز ایمان ندارد ....
اِبی بن بست. . .
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره.....وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي..... وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه..... وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته..... وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه..... وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد..... وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند.....
اِبی بن بست. . .
شادی ات را به هیچ کس و هیچ چیز وابسته نکن، تا همیشه از آن برخوردار باشی
میترا
نام ها همیشه مهم نیست ... من ، من هستم ...من می مانم ...از دیاری آمده ام آشناتر از همیشه ... نه غریبم و نه غریبانه می نویسم ... تنها کلمات است که می ماند ... نوشته هایم واگویه هاییست با خود...لحظه های پلاسیده ام را در این صفحات خلاصه کرده ام ... مابین این کلمات خلاصه ...من خلاصه تر از آنی هستم که بتوانی مرا بشناسی
امیر کریمی
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها ... اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم ...
امیر کریمی
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم ، احساس می کنیم و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر می کنیم ...
میترا
چـه اشـتـبـاه بـزرگـیسـت....... تلخ کردن زندگی خود بـرای کـسـی کـه......... در دوری مـا شـیـریـن تـریـن لـحـظـات زنـدگـیـش را سپری مـی کـنـه