دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
میترا
میترا

باید از بهترین دوست ترسید چونکه هیچ کس روح تورا انقدر عریان ندیده است که جای دقیق زخم ها را بداند.....!

مریم
مریم

@•▪●۩ اسی ۩●▪• افسوس…. آن زمان که باید دوست بداریم ، کوتاهی میکنیم . آن زمان که دوستمان دارند ، لجبازی میکنیم و بعد ، برای آنچه از دست رفته آه میکشیم

مریم
مریم

@یـ ـک آدمـ ـ فرشتگان از خدا پرسیدن: خدایا تو که بشر رو آنقدر دوست داری چرا غم را آفریدی ؟ خدا گفت : غم را به خاطر خودم آفریدم چون این مخلوقه من تا غمگین نباشد به یاد خالقش نمی افتد .

مریم
مریم

اشکال دنیا این است که جاهلان مطمئن هستند وعاقلان مردد

مریم
مریم

@حمیده زندگی آنچه که زیسته ایم نیست بلکه خاطراتی است که از گذشته داریم

مریم
مریم

@✘ farHad ✘ گران بها ترین گنج زندگی، قلبی عاشق است که به همه، دوست، دشمن،انسان،حیوان و ... عشق می ورزد.

این ارسال را بازنشر کرده است.
مریم
مریم

@اليناکنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت میدونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه

مریم
مریم

@سحـــر خاتـــون دلهره هایت را به باد بده ... اینجا دلی هست که برای آرامشت دستی به آسمان دارد

مریم
مریم

@aynor دست هایم .. این روزها بوی حافظ می دهند !.. تـفأل که می زنم .. کنعـانم .. بدجـور !! یوسفش را می خواهد .

این ارسال را بازنشر کرده است.
زندگی تکراری
زندگی تکراری

.......

میترا
PaNaPa_29_20ist-com.jpg میترا

میترا
میترا

ديروز تو عروسی نشسته بودم یه بچه 3 ، 4 ساله اومد یک هسته هلو داد بهم، منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز، چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد!! می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت آقا این بچس سگ نیست! طرف مامان بچه بود

میترا
میترا

احمقانه ترین کار زندگیم این بود که سعی کردم مفهوم ای دی اس ال رو برا مادربزرگم توضیح بدم