الينا
الهي يافته ميجويم ، با ديده ور ميگويم كه دارم چه جويم ، كه مي بينم چه مي گويم ؟ شيفته ي اين جست و جويم ، گرفتار اين گفت و گويم ، اي پيش از هر روز و جدا از هر كس مرا در اين سوز هزار مطرب نه بس .
الينا
الهي روزگاري تو را مي جستم خود را مي يافتم ، اكنون خود را ميجويم تو را مي يابم ، اي محب را ياد و انس را يادگار ، چون حاظري اين جستن به چه كار ؟
الينا
خداوندا چند خواني و راني ، بگداختم در آرزوي روزي كه در آن روز تو ماني ، تا كي افكني و بر گيري ، اين چه وعده است بدين درازي و بدين ديري ؟
الينا
خداوندا آنچه من از تو ديدم دو گيتي بيارايد ، شگفت آن كه جان من از تو نمي آيد .
الينا
الهي اگر تو فضل كني ، ديگران چه داد و چه بيداد ، و اگر تو عدل كني فضل ديگران چون باد .
الينا
خداوندا گفتار تو راحت دل است و ديدار تو زندگي جان ، زبان بياد تو نازد و دل به مهر و جان به عيان .
الينا
الهي اي گشاينده زبان مناجات گويان و انس افزاي خلوتهاي ذاكران و حاظر نفسهاي راز داران . خداوندا در حاجت كسي نظر كن كه او تو را يك حاجت بيش نيست .
الينا
الهي چه خوش روزي كه خورشيد جلال تو به ما نظر مي كند چه خوش وقتي كه مشتاق از مشاهده جمال تو ما را خبري دهد جان خود را طعمه باز سازيم كه در طلب تو پرواز مي كند و دل خود را نثار دوستي كنيم كه بر سر كوي تو آوازي دهد.
الينا
الهي اين دل من كان حسرت است و تن من مايه درد و غم خدايا نيارم گفت كه اينهمه چرا بهره من .
الينا
خداوندا ما نه ارزاني بوديم تا ما را بر گزيدي و نه نا ارزاني بوديم كه به غلط بر گزيدي ، بلكه به خود ارزاني كردي تا بر گزيدي و هر عيب كه ميديدي بپوشيدي .
الينا
الهي نامت نور ديده آشنايان ، يادت آيين منزل مشتاقان ، يافتت چراغ دل مريدان ، مهرت انس جان دوستان.
الينا
خداوندا از آن تو مي افزود و از آن بنده ميكاست ، تا آخر همان ماند كه اول بود راست .
الينا
الهي جلال عزت تو جاي اشارت نگذاشت و محو و اثبات تو راه اضافت بر داشت تا گم گشت آنچه بنده در دست داشت .