دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

لذتی که در فراغ هست در وصال نیست چون در فراغ شوق وصال هست و در وصال بیم فراغ................

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

روزگاری را با او سپری می کنم.. می خندم می روم، می آیم/ تلفنم زنگ خورش زیاد شده /شادِ شادم از این وضعیت// تا کور شود هر آنکه نتواند دید…و تو همچنان بی تفاوت هستی؛ یا نکند می سوزی و نمی گویی؟! ای حســـــــــــــــــود!!! (برگرفته از پست آلکاپون قرن)

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

عشق من ، خنده ی تو........ در تاریك ترین لحظه ها میشكفد......

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

خنده ات را كه رها میشود و پرواز كنان در آسمان مرا میجوید// تمامی درهای زندگی را به رویم میگشاید

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

نان را از من بگیر ، اگر میخواهی // هوا را از من بگیر // اما خنده ات را نه .

میترا
میترا

باز پاییز است اندکی از مهر پیداست حتی در این دوران بی مهری باز هم پاییز زیباست مهرت افزون پاییزت مبارک _________همین....!!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

هیچ کس فکر نکرد که در آبادی ویران شده دیگر نان نیست و همه مردم شهر بانگ بر داشته اند که چرا سیمان نیست و کسی فکر نکرد که چرا ایمان نیست و زمانی شده است که به غیر از انسان هیچ چیز ارزان نیست .(حمید مصدق)

الينا
الينا

اسير فصل خزان گردد عمر آنكس كه دمي اسير اشك كند چشمان مهربان ترا....

الينا
الينا

آرامتر سكوت كن صداي بي تفاوت هايت آزارم ميدهد.

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

سرعت اینترنت اعصابمو خورد کرده ها.....

میترا
میترا

من در صدف تنها با دانه ای باران پیوسته می ایمختم پندار مروارید بودن را غافل که خاموشانه می خشکد در پشت دیوار دلم دریا

الينا
الينا

اي دوست از بهر فراغت به كجا سر بزنم / شوق ديدار تو دارم بكجا پر بزنم

الينا
الينا

مرا در اندوه در ياب كه در شادي يار بسيار است.

میترا
میترا

هيج بارانـــــــــی جای پای دوستان خوب را از كوچه خاطره ها نخواهد شست...

میترا
میترا

واژه هایم رنگ باران دارد وقتی از تو مینوسم قلبم خیس دلتنگی است وچشمانم طوفانی