VAHID
پیشونی نوشتم را با قدم هات عوض می کنم توی روزهام قدم بزن با دست هایی در جیب و یقه ی کاپشنی که بالا داده ایش سوت هم زدی، زدی خنک است و خلوت توی روزهام قدم بزن خوشبختی هایش را جدا کن هر چه ماند پس می گیرم
VAHID
خنده های تو دل ضربه های فراموش شده ی من است مجبور نیستی بخندی مجبور نیستی دلم را هر بار از جا بکنی
VAHID
دلم تنگ می شـود گاهـی ... برای يک دوستت دارمِ سـاده ! دو فنجـان قهــوه ی داغ ! ...سه روز تعـطيلی در زمسـتان ! چـهار خنـده ی بلنــد ! و پنــج انگشـتِ دوست داشتـنی...
VAHID
یکی از چیزایی که (اکثراً در خانم ها) دچار رنج و عذاب میشه ، اینه که لباس مورد علاقه شون رو توی تن کسی که ازش متنفرند ببینند
VAHID
من را زیاد دوست داشته باش پدر تو تنها مردی خواهی بود که دوست داشتنت بی طمع است و بوسه هایت بوی گل می دهد ...
VAHID
پسرا واقعا بی جنبه تشریف دارن.. اگه شاهزاده هم باشی فقط کافیه یه ذره از پسره تعریف کنی... دیگه گدا هم حسابت نمی کنه!!!!!!....ازقول یه دختر!!
VAHID
vحقیقت، آینه ای بود که از دستان خداوند به زمین افتاد و شکست. پس هر کس تکه ای برداشت و خودش را در آن دید و پنداشت حقیقت در دست اوست. حقیقت اما در میان مردمان پخش بود ...
VAHID
مردان آفریننده کارهای مهم اند و زنان به وجود آورنده مردان .
اِبی بن بست. . .
وقتی با 1 انگشت به سمت کسی اشاره مي کنی و مسخرش ميکنی اگه خوب به دستت دقت کنی 3 تا انگشتت به سمت خودته
اِبی بن بست. . .
يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر ميارزد پس نگو... نگو که روياي دور از دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است، ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن هرچه باشد
اِبی بن بست. . .
دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند پس بدان اگر پروانه سوختن شمع را فراموش کند من هرگزفراموشت نخواهم کرد......