مصطفی
برای اعتراف به کلیسا میروم رودر روی علف های روییده بر دیوار کهنه می ایستم و همه گناهان خود را یکجا اعتراف می کنم بخشیده خواهم شد به یقین علف ها بی واسطه با خدا سخن می گویند...
حسین
این محنتی که از قفس تنگ می کشیم، کفران نعمتی است که در باغ کرده ایم ...
مصطفی
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم. بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید. به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم! ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند. عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است. بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم. کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد! مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند. روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست. دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید! کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند. شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید. گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد. در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند. از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم
امیر کریمی
شب بود كه بر کاغذ دل ، آه نوشتیم... با نظم پریشان خود از ماه نوشتیم...
امیر کریمی
در ديده سرشک ... در دل آتش ...
♥ tannaz ♥
یهـو زندگیـتـــــو قشنگ میکنن ...یهـو میشن دلیـل خنــــــده هات... یهـو میشن دلیل نفس کشیــــدنت ... یهـو میشن همــــــه ی دلخـوشیت .... بـعــــد همینجـوری یهـو میــــــرن ....یهـو گنـــــــــــد میـزنن بـه آرزوهــــات ... یهـو میشن دلیل همــــــــه ی غصــه هات و همـــــــه ی اشکات . . یهـو میشن سبب بالا نیـــومدن نفسـت....
♥ tannaz ♥
بنده دوست داشتم مثل هیچ کس نباشم ولی کمکم فهمیدم که همه دوست دارند مثل هیچ کس نباشند، پس تصمیم گرفتم مثل همه باشم تا مثل هیچ کس نباشم..

15 سال و 23 روز و 17 ساعت و 53 دقيقه قبل