سحر
آه گراهام! کاش اختراع نمیکردی تلفنی را که زنگ نمیزند . . .
VAHID
نمیخواد به بقیه بگی که این منم من! ... همه توو هر رابطه به فکر خودشونن !! هرجوری دوست داری باش... حرف هیچکی مهم نیست!... با خودت بهترین باش یه ذره پاشو بایست !... بایست توی حس خوب...حسی که از تو میاد!... مهره این و اونی ! بگو دلم نمیخواد !!! بگو دلم با خودم خوشه رهاست راحته... لحظه رو من میسازم این یه واقعیته
VAHID
میخواهم برایت تنهایی را معنی کنم! در ساحل کنار دریا ایستاده ای , هوای سرد , صدای موج انتظار انتظار انتظار به خودت می آیی , یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلت کند , نه دستی که شانه هایت را بگیرد , نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد اسم این تنهایی است
VAHID
عشق چیست؟ به کودکی گفتند عشق چیست؟گفت بازی به نوجوانی گفتند گفت رفیق بازی به جوانی گفتند گفت پول و ثروت به پیر مردی گفتند گفت عمر به عاشقی گفتند چیزی نگفت آهی کشید و سخت گریست
VAHID
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻏﻢ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻣﻦ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﺪ... ﻫﺮﮔﺎﻩ ﭼﺘﺮﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺟﺎ ﻣﯿﮕﺬﺍﺭﻡ... ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﺒﺎﺭﺩ....
سحر
تا وقتی که نفس باشه،به داشتنت امیدوارم
VAHID
نیروی انتظامی اعلام کرد: هر دختری با مانتوی کوتاه.موی بلند.ناخن دراز.واه.واه.واه.نه فلفلی.نه قلقلی. نه مرغ زرد کاکلی. هیچکی باهاش رفیق نشه
سحر
از هرچی بین ماست خسته ام...از این دیوارها بیزارم
VAHID
ناسا داره تو مریخ دنبال آب شرب میگرده، ناجا داره تو پارکا دنبال آب پاش میگرده!
مصطفی
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم ...
مصطفی
“با اجازه محیط زیست ” “دریا، دریا دکل میکاریم ” “ماهیها به جهنم! ” “کندوها پر از قیر شدهاند ” “زنبورهای کارگر به عسلویه رفتهاند ” “تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند ” “چه سعادتی! ” “داریوش به پارس مینازید ” “ما به پارس جنوبی! ”
مصطفی
“رخش،گاری کشی می کند رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد سهراب ،ته جوب به خود پیچید گردآفرید،از خانه زده بیرون مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد وای… موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!! ”