VAHID
روزی دو زن نزد امام (ره) آمدند و هر دو ادعا کردند که مادر یک بچه هستند. امام فرمودند: بچه را وسط بگذارید و هر زن از یک طرف دست کودک را بکشد. آن دو زن آنقدر کودک را کشیدند که از وسط نصف شد. امام کمی جا خوردند و فرمودند: قاعدتا نباید اینجوری می شد....
VAHID
بدنِ لختِ خیابان به بغلِ شهر افتاده بود و قطرههای بلوغ از لمبرهای راه بالا میکشید ... و تابستانِ گرمِ نفسها که از رویای جَگنهای بارانخورده سرمست بود در تپشِ قلبِ عشق میچکید . . . شاملو
VAHID
آدم یه برگه بچسبونه به شیشه ماشینش روش بنویسه "این ماشین صفر است" به مراتب بهتر از اینه که مشمای صندلیهاشو نکنه آدم بشینه خیس عرق بشه...
VAHID
به سلامتی درخت!به خاطرِ سایه اش.به سلامتی دیوار!نه به خاطرِ بلندیش، واسه این که هیچ وقت پشتِ آدم روخالی نمی کنه ..به سلامتی پرچم ایران!که سه رنگه، تخم مرغ! که دورنگه، رفیق! که یه رنگه.به سلامتی پل عابر پیاده!که هم مردا از روش رد می شن هم نامردا !به سلامتی برف!که هم روش سفیده هم توش.به سلامتی رودخونه!که اون جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن..به سلامتی دریا!که ماهی گندیده هاشو دور نمی ریزه.به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!که یه تنه یه اتوبان رو حریفه به سلامتی سرنوشت!که نمی شه اونو از “سر” نوشت.به سلامتی سیم خاردار!که پشت و رو نداره
ܓ✿ ツMeena
ای فرشباف چیزی برعرش بباف که نتوانند پا روی آن بگذارند...
ܓ✿ ツMeena
عذاب لحظه های رفتـه را چگونــه بنویسم وقتی فردای نیامده ام سیـنه سپر کرده بـرای تحمل رنج های زاده نشده
ܓ✿ ツMeena
نه از آتش، نه از سنگم نه از رومم ،نه از زنگم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تو دلتنگم...
ܓ✿ ツMeena
اگر مرگ نبود ،دست ما در پی چیزی میگشت و بدانیم اگر نور نبود،منطق زنده ی پرواز دگرگون میشد... "سهراب سپهری"
ܓ✿ ツMeena
برای هیچ کس نخواهم نوشت که می بینمت- که می دانمت- ... اما دل نگران٬ برای هیچ کس. این یکی سندش به نام توست٬ ... ... دوست ِ من! باید کمی راه برویم دور شدن از این طوفان حکمِ ساحل دارد برای تو. بیا غریبی نکن در سکوت بیا ... همه چیز را رها کن٬ خودِ همیشگی ات را بردار و بیا .
ܓ✿ ツMeena
فقط لبخند بزن... لبخند تو هر لحظه اش یک عمر سرزندگیست... تو فقط بخند... ... ... برای من ایـن تمــام زنــدگیــست
ܓ✿ ツMeena
چیزی شبیه قبرستان است دلی که برایِ تو گشوده بودم یا برایِ فاتحه آمده بودی یا مردن !!! به گمانم تو را هم به خاک سپردم درست لحظه ای که عزم رفتن کردی ...