سوسن سعادت
سوهان ميكشم بر ناخن احساس..........كه نشكند با هر تلنگر................
سوسن سعادت
گيس هاي بافته ي فريادهايم..............در جدال با تيغه هاي قيچي سكوتت...........از ته بريده شد...............
مصطفی
سلام....خداحافظ دیگر برای ادمهایی كه از جنس دیوارهای سنگی هستند حرفی ندارم...
مصطفی
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد . . .
مصطفی
این دنیا همه هیچ ، اهل دنیا همه هیچ پس برای هیچ ، به هیچ مپیچ !
مصطفی
رویاهایت را برآورده میکند ،آنکه آسمانی را میگریاند تا گلی بخندد ...
مصطفی
از من فاصله بگیر... هر بار که به من نزدیک می شوی... باور می کنم هنوز می شود زندگی را دوست داشت! از من فاصله بگیر... خسته ام از امیدهای کوتاه...!
احمد رضا
شب امتحان خوابگاه دخترا : چهار بار دوره کردم ..میفهمی چهاربار.. نتونستم دوره پنجمو بزنم! مهناز جون اون کتابو بده به من(صدای هق هق و گریه)........................................................................................................................................................ شب امتحان خوابگاه پسرا: ( ساعت ۲ نیمه شب همراه با دود قلیون ) بوزینه مگه بهت نمیگم رد بده! شاهش دست من بود!!
احمد رضا
مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟ ............1..اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن! 2.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن! 3.به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن! 4.می رن کلاس آمادگی جسمانی!!
سوسن سعادت
گرگ زادگي در خون ماست....................بره نديده ايم..............
سوسن سعادت
كلاف بازي ام .........در پنجه هاي..........گربه ي سرنوشتم....................
مصطفی
قصه نویس هر روز و شبم تویی، آغاز و پایان لبخندم تویی و ای کاش که هیچگاه آغاز قطرات قصه ام نباشی.
مصطفی
ای که در فصل خزان بینی مرا با پشت خم ، این زمستان را مبین ، ما هم بهاری داشتیم ...