دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

آدم از يه سني به بعد، جلوي روياهاش عذاب وجدان ميگيره .............

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

تن کاغذ خسته از لمس تن سرد قلم قلم بی رمق از تکرار یک جمله عینک تار کنار قلم و کاغذ ها مانده در حسرت دیدار دوچشم قهوه ی نیم خور یک فنجان پر ته سیگار یک شب سخت قامت پیرهن چرک کمی آنسوتر و من از عمق سکوت تکیه بر سردی دیوار زدم فکرم آشفته ی یک جمله شده ... که خدا را چه شده؟؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

کاش میشد یه لگد میزدی به سطل آشغال اتاقت.... یه منو باز میشد ، میزدی روی Empty recycle Bin خالی میشد ...چه حالی میدادااااااااااااا

♥  tannaz  ♥
1314096587233908_large.jpg ♥ tannaz ♥

جعفر رضایی متولد 1356 لیسانس اقتصاد از دانشگاه علامه طباطبایی تهران سال 1380 عاشق دختری بنام مریم شد چون وضع مالی جعفر خوب نبود پدر مریم با ازدواجشان مخالفت کرد پنج سال تمام جعفر و مریم برای رسیدن به هم تلاش کردن سال 85 مریم خود کشی کرد و جعفر دیوانه شد اکنون دو چشم جعفر کوره به هر کی میرسه میگه هفته دیگه عروسیشه. همه رو دعوت میکنه...

میترا
میترا

بگذار هر که می خواهد مهمانِ امروز و فردایت باشد... دلم که یقین دارد که در پس کوچه هایِ شب زده گیت هنوز هم عطر من جاریست !!!!!!!!!

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

گفته بودي فردا ، پشت اين پنجره ها ، غنچه اي مي رويد ، و کسي مي آيد ، روشني مي آرد ، ديرگاهيست که من ، پشت اين پنجره ها منتظرم ، ولي اينجا حتي ، رد پايي هم نيست...

میترا
میترا

درد دارد … وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

هر کس در این دنیا غمی .. دارد نمیدانی.... حالا خودت را جای من بگذار میدانی..... می میری از این قصه ی تکرار، می دانی؟

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

و این عدم پیگیری دیدگاهها عجب مفید است و سودمند.....خیلی حال میده خداییش

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دیشب قصه ات را برای کسی میگفتم ...باز دوباره ... عاشقت شدم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

دلم اگر می دانست انتهای این همه دلدادگی، شکستن است..... گناه دلبستگی را به جان نمی خرید

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

.... ! باز نیستی و من مانده ام در فهم صبوری هایت ....

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

مرا اینگونه باور کن ...به آغوشت بیاویزم ...بپیچم دور گیسویت... شدم خاکستر عشقت ...خودم رقصنده در کویت . . .

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

مرا اینگونه باور کن.... نه افسونگر نه دیوانه... نه جامم من ، نه پیمانه... خودم افسونم و حیرت می ِ نابم ، چه مستانه............

♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

مرا اینگونه باور کن چو برگی در میان دستهای باد می رقصم/ به دام باد افتادم اگرچه در آغوش نسیم تا اوج خواهم رفت میان خاک افتادن نمی خواهم...........