sahar
شعر که میخوانم ، چشمانت را نبند تو که میدانی ، حافظه ی خوبی ندارم . . . !
sahar
حقیقت تلخ است ، اما نه به تلخی تنهایی تنهایی سخت است ، اما نه به سختی جدایی . . . .
sahar
عدد یک همیشه یکه ؟ شاید در تمام عمرش نتونه بیشتر از یک عدد باشه ! اما بعضی وقتها میتونه خیلی پرمحتوا باشه ؟! ۱ دنیا ، ۱ سرنوشت ، ۱ خاطره ، ۱ دوست
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
يارو رو داشتن ميبردن اتاق عمل. ازش ميپرسن:همراه داري؟ ميگه: آره دارم خاموشش کردم!!!
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
مرد خودپسندي بالاي سرکشاورزي ايستاده بود و کارکردنش را نگاه مي کرد. مرد با غرور گفت: « بکار، بکار، که هر چه بکاري ما مي خوريم.» کشاورز گفت: «يونجه مي کارم»
sahar
اندكي
در زير اين باران بمان !
ابر را بوسيده ام
تا بوسه بارانت كند
sahar
خداوندا دوباره وقت نهار شد دوباره نوبت صرف طعام شد روم زودتر به رستوران مبادا بگویند دیر کردی نهار تمام شد
sahar
هستی به دلم ، به دل که نه ، در “جانی” در جان منی و در “دلم” می مانی . . . .
sahar
زير باران بيا قدم بزنيم حرف نشنيده اي به هم بزنيم
چتر را تا كنيم و خيس شويم لحظه اي پشت پا به غم بزنيم
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
شخصی که خیلی ادعای پهلوانی می کرد رفته بود خون بده. وقتی کیسه خون را آوردند که خونش را بگیرند. به پرستار گفت: آبجی! کیسه چیه؟ لوله بیار که به همه خون برسه. ولی بعد از اینکه یک کیسه خون داد از حال رفت و 4 تا کیسه خون بهش زدند تا به هوش بیاد. وقتی به هوش آمد، بدون اینکه به روی خودش بیاره به پرستار گفت: دیگه کسی خون نمیخواد؟!
sahar
آهای آقایون:اگر سیبیل نمیذارید. حداقل ابرو بر ندارید! آهای خانوما: اگر ابرو بر نمیدارید. حداقل سیبیل نذارید!
Alireza (موزیسین ِ خاندا...
مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!" مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."
sahar
یارو می ره کوفه ضریح مختار را می گیره و می گه دمت گرم عجب فیلمی بازی کردی!