دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

سکوت میکنم سکوت رضایت نیست حجمی بزرگ از فریاد است که بستری برای حضور نیافته.

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

نگاه تو سیب است و من نیوتنی بیچاره بی خواب از کشف جاذبه . . .

امیر کریمی
حسین-پناهی.jpeg امیر کریمی

وقتی زنده بودی همه میگفتن خُلو چِل هستی ... بعد از مرگت شدی اسطوره ی حرفای زیبا و حکیمانه ...

امیر کریمی
images.jpg امیر کریمی

چه دوستی پاکی دارند کفشها .. هرکدام که گم شوند ... آن یکی را آواره خودش میکند ...

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر کریمی
امیر کریمی

بدترین شکستگیها ... شکستگی از حای قبلیست ... بیچاره

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

چه كسي مي گويد:كه گراني شده است؟ دوره ارزانيست...! دل ربودن ارزان،دل شكستن ارزان! دوستي ارزان است،دشمنيها ارزان! چه شرافت ارزان،تن عريان ارزان! آبرو قيمت يك تكه نان! و دروغ از همه چيز ارزانتر! قيمت عشق چقدركم شده است...!!! كمتر از آب روان!!! و چه تخفيف بزرگي خورده،قيمت هر انسان...!!!

امیر کریمی
امیر کریمی

رهگذر فقط بگذر ...

امیر کریمی
امیر کریمی

کارمان به جایی رســـیده که طـوری بایـد دلتنگ شویم که به کسی بـرنخـورد ...

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

در دشمنی دورنگی نیست کاش دوستان هم در موقع خود چون دشمنان بی ریا بودند .

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

این روزها آب وهوای دلم آنقدر بارانی ست که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

قوانین علم رابرهم زده ای! نبودنت وزن دارد!.... تهی... اما سنگین!

امیر کریمی
امیر کریمی

نسل ما نه سر پیاز بود نه ته پیاز ... خودِ پیاز بود ... که هر که ما رو دید گریه کرد ...

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

آنقدر سكوت را نعره زدم كه لال شدم آنقدر تنهایی را در آغوش كشیدم كه بازوانم در هم فرو رفت آنقدر در میان آشنایان غریب ماندم كه گم شدم

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم

امیر کریمی
امیر کریمی

دست و پا زدنای الکیو ... آروم نشدنو ... خسته تر شدن ...