دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

هـمـیـشـه پُــخــتـه تـــر نــمیـشی ... .. میسـوزیو ...تــَه میگیـــری ...

امیر کریمی
امیر کریمی

... و خدایی که در این نزدیکی است

امیر کریمی
امیر کریمی

ما چاره یِ عالمیم و بیچاره یِ تو ...

امیر کریمی
امیر کریمی

راســتـــی آن روز کـــــه عاشقِ تــو شــــدم یــادت هست ؟ از آن جــا بـــه بـــعــدش را پـــاک کــــن ...

امیر کریمی
امیر کریمی

آمدنی بود نه آموختنی ...

امیر کریمی
امیر کریمی

لحظه ی رفتنت نه حرفی داشتم نه گلایه ای ... اما تا دلت بخواهد...

امیر کریمی
امیر کریمی

فراموش کردنت مثل آب خوردن بود... از همان آب هایی که می پرد توی گلو و سالها سرفه می کنیم...

امیر کریمی
امیر کریمی

دلم میخواهد تنها باشم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

چشمانم را می بندم... نقابت را بردار ... بگذار صورتت هوایی بخورد ...

امیر کریمی
امیر کریمی

گاهی میگیرد ... گاهی میسوزد ... گاهی میشکند ... ولی هنوز میتپد ...

.:SEPEHR:.
.:SEPEHR:.

. . عشق یعنی یه دعوای مفصل کنی و گوشی رو بذاری رو سایلنت و بری زیر پتو … ولی هر چند دقیقه یه بار گوشه پتو رو بزنی کنار ببینی نوری از گوشی افتاده رو سقف یا نه… !!!

مجتبي
مجتبي

آرزوهایت رابرآورده میكند؛خدایی كه براي خنداندن گلی،آسمانی را میگریاند!!

مصطفی
مصطفی

نمی دانم کجاست و چگــونه می گذرد!! چند وقتیست از "حالم" بی خبرم !

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

سهراب !! گفتی:چشمها را باید شــــست……شـــستم ولی !………گفتی: جور دیگر باید دیـد…….دیـدم ولی !………….. گفتی زیر باران باید رفــت……..رفـــتم ولی !…………. او نه چشمهای خیس و شسته ام را..نه نگاه دیگرم را…هیچ کدام را نـــــدید !!!! فقط در زیر باران با طعنه ای خنــدید و گفت : ” دیوانــــه بـــــاران نـــــدیده !! ”

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

خدایا؛ ببخش مرا؛ برای گناهانی که لذتش رفته؛ اما مسئولیتش مانده ...