دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

می نویسم با واژه هایی که هر هجایش بوی می دهد ...

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

جوانی با چاقو وارد مسجد شد! گفت : بین شما کسی هست، مسلمان باشد ؟! همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، پیرمردی ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم. جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا! پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد ، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت: به مسجد بازگرد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاور. جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید : آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟! افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند! پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت : چرا نگاه میکنید! به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود

این ارسال را بازنشر کرده است.
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

در سرزمینی که سایه آدمهای کوچک بزرگ شد در آن سرزمین آفتاب در حال غروب است!!! »دکترشریعتی»

امیر کریمی
امیر کریمی

مدام در "دوستت دارم" تکرار می شوی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

پشت ســــرم حرف بود حدیــث شد میترســــم آیه شود سوره اش کنند به جعـــــــــل بعد تفسیـــرم کنند این جماعت نـا اهـــل...

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

فاحشه کسی هست که در زندگی اش از همخوابی با بزغاله نگذشته است، اما قصد دارد با دختر باکره ازدواج کند !

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

شخصي خانه اي به كرايه گرفته بود. چوب هاي سقف آن بسيار صدا مي كرد. صاحب خانه را خبر دادند تا مگر مرمتش كنند. او پاسخ گفت: چوب هاي سقف ذكر خداوند مي كنند. گفت: نيك است اما مي ترسم كه اين ذكر به سجود بينجامد!

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

ای مرد سرتو بالا بگیر! از چی خجالت میکشی؟ مگر فراموش کرده ای که چه کسی بر دستان پینه بسته ات بوسه کاشته است خجالت رو باید کسانی‌ بکشن که نان رو از سفره ی تو دزدیدند و حساب بانکیشون رو توی کشورهای دیگه پر کردن! اونهایی که اقا زاده ها شون یه پاشون تو انگلیس و کشورهای خارجی و یه پاشون تو ایران!! اونوقت هموشون دم از عدالت علی میزنن!

امیر کریمی
امیر کریمی

دلواپســی هایم را با رویـــــاهای تــــو می زنم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

مثل این است که شب نمناک است ... دیگران را هم غم هست به دل ... غم من,لیک,غمی غمناک است ...

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
zamin1.jpg ★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

اینجا انتهای زمین است... درست لحظه ی مرگ انسانیت... جایی که دست های مادران بوی خون می دهد!!! بوی "جنایت" و آبهای راکدش طعم کودکانی را می گیرد که بی نفس خفه می شوند در خفقان این نکبت آباد! معصومیت ها دریده می شوند... و "آدم "ها... همین ما آدم ها... چه ساده می گذریم از کنار درد هایمان "این درد های مشترک" اینجا انتهای زمین است... درست همین جایی که ما ایستاده ایم!!!!

امیر کریمی
امیر کریمی

چه کسی جز ... مرا نشانم می‌دهد منی که چنین کم خود را می‌بینم ... بی‌ تو چیزی نمی‌بینم جز برهوتی گسترده...

امیر کریمی
امیر کریمی

وقتی که زندگی من هیچ چیز نبود هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری ... دریافتم باید، باید، باید دیوانه وار دوست بدارم کسی را که مثل هیچکس نیست...

★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★
★ ᔕᗩᗰᓰᘉ ★

حتی موهایم هم می دانند که پایان شب سیه سپید است!

امیر کریمی
امیر کریمی

من از تصور ِ بیهودگی ِ اینهمه و از تجسم ِ بیگانگی ِ اینهمه می ترسم ...