دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
امیر کریمی

می روم بخوابم... کسی چه می داند... شاید فردا در دنیای بهتری چشم گشودم...

امیر کریمی
امیر کریمی

همیشه این اعتقاد وجود داشته است که مادران جانب پسران خود را بیش‌تر از دخترانشان می‌گیرند و به آن‌ها توجه بیش‌تری دارند. اما نتایج یک نظرسنجی نشان می‌دهد این اعتقاد نه تنها درست است بلکه درصد زیادی از مادران به آن اقرار هم می‌کنند...

امیر کریمی
امیر کریمی

دارندگان این اسم ها از سال 70 به بعد برای تغییر اسم به ثبت احوال کشور مراجعه کرده اند:

امیر کریمی
امیر کریمی

اسم تمام قاره‌ها با همان حرفی که آغاز شده است پایان میابد ...

امیر کریمی
امیر کریمی

بعد از اینکه زن پیتر از زیر دوش حمام بیرون اومد پیتر وارد حمام شد همون موقع زنگ در خونه به صدا در اومد زن پیتر یه حوله دور خودش پیچید و رفت تا در رو باز کنه همسایه شون -رابرت- پشت در ایستاده بود تا رابرت ، زن پیتر رو دید گفت: همین الان ۱۰۰۰ دلار بهت میدم اگه اون حوله رو بندازی زمین! بعد از چند لحظه، زن پیتر حوله رو میندازه و رابرت چند ثانیه تماشا می کنه و ۱۰۰۰ دلار به زن پیتر میده و میره …! زن دوباره حوله رو دور خودش پیچید و برگشت پیتر پرسید: کی بود زنگ زد؟ زن جواب داد: رابرت همسایه مون بود پیتر گفت: خوبه… چیزی در مورد ۱۰۰۰ دلاری که به من بدهکار بود نگفت؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
ستایش
ستایش

قائل به عدم

امیر کریمی
امیر کریمی

چند وقت پيش كسي تعريف مي كرد كه برادرزاه ي دبستاني اش هيجان زده از مدرسه به خانه مي آيد و مي گويد كه سر صف اعلام كردند كه هر كس كه بهترين تحقيق راجع به زندگي عمه عطار بكند و تا پايان هفته به مدرسه بدهد جايزه تعلق مي گيرد. همه خانواده به اصرار برادرزاده به تكاپو افتادند تا راجع به عمه عطار تحقيق كنند اما دريغ از يك خط كه در مورد خانواده پدري عطار در كتابها نوشته شده باشد و معلوم نبود آيا عطار عمه هم داشته است يا نه؟ به هر كسي كه دستي در ادبيات داشت رو انداختند و همه متعجب بودند كه اين ديگر چه جور مسابقه اي است؟ باز اگر راجع به خود عطار بود يك حرفي اما عمه عطار؟!!! خلاصه آخر هفته مادر بچه تصميم مي گيرد به مدرسه برود و با مسئولين آن صحبت كند كه اين چه بساطي است كه راه انداخته اند و تحقيق محال از بچه ها خواسته اند. فكر مي كنيد چه جوابي به وي داده اند؟ مدير مدرسه پاسخ مي دهد : كه اصلا موضوع اين مسابقه تحقيق در مورد زندگي عمه عطار نبوده بلكه تحقيق در مورد زندگي ائمه اطهار بوده است...

ستایش
ستایش

نـفـَـس مـی کـِشـیــم با دردهـایـی کـه در ما نـفـَـس مـی کـِشـنـد . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

باقالی پلو با تخمِ مرغ ...

امیر کریمی
امیر کریمی

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه، بعضی‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو، بعضی‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه ...

امیر کریمی
امیر کریمی

حواستو پرت کن ... بزار هر چی میخواد بگه ... فکر کن یه پسرِ بازیگوش درِ گوشت داره وِر میزنه بستنی میخوام ... خودتو بزن به کری ... چِ میدونم خری ...

امیر کریمی
امیر کریمی

رویاهایت را به نه ... به بسپار ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
ستایش
ستایش

وقتی می‌گویم: دلم گرفته است یعنی: دلم گرفته است! حتما باید فروغ باشم تا جدی بگیری؟

امیر کریمی
امیر کریمی

... حکایتِ ما آدما ...

ستایش
ستایش

تــــو هــــم شــــده ای انقــــلاب زنــــدگــــی مــــن !!! حــــالا هــــر آنچــــه در زنــــدگــــی مــــن اســــت تــــاریــــخ دار شــــده . . . قبــــل از "تــــو" . . . . . . بعــــد از "تــــو" . .