دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

#چهارراه یعنی #جامعه ... گاهی وقتا هیچ چیز مثه خالی کردن حرفها و گلایه هات رو یه کاغذ سفید بهت آرامش نمیده ... هر چی دوست داری بنویس ... خاطره ، شعر ، جوک ، شوخی ، گپ ، داستانک ، گلایه ... و هرچی ..

جزئیات گروه

شناسه 331
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع گوناگون
ارسال 30245 پست
عضو 733 کاربر
طرفدار 48 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 17
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 43
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 3

کاربران گروه

(727 کاربر)

مدیران گروه

(3 مدیر)

برچسب‌های کاربری

چهار راه
شناسه‌: 331 · گوناگون
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
امیر کریمی
180px-Parviz-Shapour-and-Forough-Farrokhzad.jpg امیر کریمی

مادر پرویز شاپور می‌گفت: 60 سال بچه بزرگ کردم، یک کلمه حرف حسابی از دهانش نشنیدم ... عکسِ شاپور به همراهِ همسرش فروغ فرخزاد ...

امیر کریمی
امیر کریمی

هر بار یکی از ما را می کشد...

امیر کریمی
امیر کریمی

غریبه ها همیشه احساسِ آدمو بهتر میفهمن ... ممنون غریبه ها ...

امیر کریمی
امیر کریمی

روزی یک پرنده مهاجر از فرط سرما به ناچار از پرنده های دیگرجدا شد و به ز مین افتاد ,در همان نقطه ای که پرنده افتاد یگ گاو رد شد و بر روی پرنده کثافت انداخت , پرنده گرم شد و کم کم جان گرفت و شروع به دست و پا زدن کرد , ناگهان گرگ گرسنه ای از آنجا رد شد و آن پرنده را دید وبیرون کشیدو بلافاصله او را خورد ...

ستایش
ستایش

میـریـزم ، ریـز ، ریـز ، ریـز . . . چـون بـرف کـه هرگز هیـچ کس ندانِـست تکه هـای خـود کـشیِ یک ابـر است !!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر کریمی
امیر کریمی

رفت که رفت ... ارثِ پدرت که نبوده ...

امیر کریمی
امیر کریمی

ها...به کجا می کشیم ام خوب من؟ ... ها...نکشانی به پشیمانی ام

امیر کریمی
امیر کریمی

دلخوش گرمای کسی نیستم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

حرف بزن،حرف بزن سالهاست ... تشنه ی یک صحبت طولانی ام

امیر کریمی
امیر کریمی

حرف بزن ابر مرا باز کن ... دیر زمانی است که بارانی ام

امیر کریمی
امیر کریمی

آدمها دروغ نمیگن ... احساساتِ واقعیشونو تو همون لحظه بهتون میگن ... فردا احساسشون عوض میشه ...

امیر کریمی
امیر کریمی

او سپرده می خواست من سپرده بودم ...

امیر کریمی
امیر کریمی

با ساعت دلم وقت دقیق امدن توست من ایستاده ام مانند تک درخت سر کوچه با شاخه هایی از آغوش با برگ هایی از بوسه