hadihaji
کاش تلخى زندگى کمى الکل هم داشت، شاید مستمان میکرد و نووش میگفتیم.
hadihaji
برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ !
برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ !
تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر …
برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !
نيلـــوفر
این شب ها چشم های من خسته است گاهی اشک ، گاهی انتظار این سهم چشم های من است
hadihaji
سیاهی زیر چشمانم را دوست دارم جای پای رفتن توست ...!!!
hadihaji
از چه بنویسم ؟؟ از نامه هایی که هیچوقت بسویت نفرستادم ؟ یا از ترانه هایی که هرگز برایت نخواندم؟ از چتری که هرگز زیر آن نایستادیم؟ یا از بدرودی که هرگز بر زبان نیاوردیم؟ من عاشق بیابانی هستم که هرگز قسمت نشد با هم در آن قدم بزنیم… من دل بسته درختی هستم که فرصت نشد اسممان را رویش حک کنیم….. من منتظر پنجرهایی هستم که عطر تو را دوباره به من نشان دهد….
hadihaji
اگر میدانستم اکنون تو پاهایت را بر کدام نقطه خاکی گذاشته ای می آمدم آن خاک را به چشم می کشیدم پای آمدنت که نباشد.... اگر تمام جاده های عالم هم به خانه من ختم شود .... باز هم نمی رسی !
hadihaji
مگذار كه عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبدیل شود ! مگذار كه حتی آب دادنِ گلهای باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهای باغچه بدل شود ! عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ دیگری نیست ، پیوسته نو كردنِ خواستنی ست كه خود پیوسته ، خواهانِ نو شدن است و دیگرگون شدن. تازگی ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه می شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند ؟ عشق، تن به فراموشی نمی سپارد ، مگر یك بار برای همیشه . جامِ بلور ، تنها یك بار می شكند . میتوان شكسته اش را ، تكه هایش را ، نگه داشت . اما شكسته های جام ،آن تكه های تیزِ برَنده ، دیگر جام نیست . احتیاط باید كرد . همه چیز كهنه میشود و اگر كمی كوتاهی كنیم ، عشق نیز . بهانه ها جای حسِ عاشقانه را خوب می گیرند
hadihaji
زندگی حق من است
تو به من حق دادی که برای شب تنهایی عشق گریه کنم
واژه ای رنگ کنم
تو به من حق دادی
که به خاک قدمت سجده کنم
و برای نفس گرم و بر افروخته ات
حس یک خاطره را زنده کنم
زندگی عشق من است
عشق من در تپش شوق غریبانهی توست
یا که نه در خم ابروی فریبنده ی توست
عشق من زیر سکوت لب اوازه ی توست
زندگی حق من است
تا زمانیکه تو در وسعت تردید پناهم باشی
زندگی فاصله است
تو به من حق دادی
که در این فاصله پرپر بزنم
شکوه ای نیست ولی
زندگی حق من است
نيلـــوفر
بدرقه لازم ندارم ..... خودم راه رفتن رو بلدم..... فقط یه خواهش نزار بمونه زیر پا..... قلبمو بردار از رو زمین..... دوست دارم باری تو به حرف ساده بود..... غافل از این که قلب من منتظر اشاره بود....
hadihaji
چشم بهم بزنیم پائیز اومده پس : وقتِ خریدن لباسهای پاییزی دقت کنید: لباسهایی بخرید با جیبهای بزرگ به اندازهی دو دست ... شاید همین پاییز عاشق شدید...
نيلـــوفر
مــ ــرا ببخــــش اگـــ ــر به تــ ـو پیـــــله امـــ ، قـــــ ــــدری . . . قـــدری تحـــمل کن پروانــــه میشوم . . .