hadihaji
سرما که تنها برای زمستان نیست ، تو که نیستی دلم گرم هیچ صحبتی نمی شود ...
hadihaji
هیس! همه چیز را بگذار به عهده ی دستانمان باهم که باشند.... از پس ِ تمام ِ آرزوها بر می آیند ...
hadihaji
اینو بدون اگه تکـرار واسه هر آدمی توی دنیـا خستـه کننده باشه واسـه یـه عـــاشـــــــق همـیشــــــــــــــــه قشنــــــــــــگـه...!همـیشــــــــــــــــه ...!
نيلـــوفر
بعضی آدمها باران را حس می کنن.... بقیه فقط خیس می شوند.
hadihaji
دوست داشتم پرواز کنم در اوج آسمانها تا شاید خودم قطره عاشق را میان این همه قطره پیدا کنم… می دانستم قطره هایی که از آسمان می ریزد اشکهای آسمان است… اشکهایی که هر قطره از آن خاطره ای بیش نبود..
hadihaji
تو شگفت انگیزی .سزاوار دوست داشتنی.این همه را قدر بدان نه کسی هرگز چون تو بوده و نه کسی چون توخواهد امد و هر انچه از توچنین موجود بی همتایی ساخته درخور عشق است وستایش تمام خوبی و جاذبه ای را که زندگی می تواند عرضه کند برایت ارزو میکنم. مهربانانه به من بیندیش وباور کن که هیچ کس چون من از شادمانی تو غرق در شادی نمیشود. عشق و تنها عشق قادر است زندگی شادمانه تری به تو هدیه دهد
hadihaji
اگه یه روز حس کردی نبودن یه نفر بهتر از بودنشه چشماتو ببند و به نبودنش فکر کن .اگه چشمات خیس شد بدون که داری به خودت دروغ میگی....
hadihaji
درد دارد ! وقــتـی می رود .. و هـمه می گــویـند : دوستـت نــداشـت ... و تــو نمـی تــوانـی بـه هـمه ثــابـت کــنی که هــرشـب بــا عـاشـقانـه هــایـش خـــوابت می کـــرد !!
hadihaji
دیر گاهیست که هر روز به تنهایی خویش
برسر جاده ی هجرت که وداعم دادی,منتظر می مانم
ودر این تنهایی ,به دلم می گویم:
که تو بر می گردی
جان من می سوزد ,از حقیقت آری
که تو هر گز
نزد من باز نخواهی آمد
در وجودم دیگر ,شوق وامید نیست
خندهام می گرید که چرا این همه سهل
باورم شد که تو میگفتی:
دوستت دارم
با دلی پر غصه,
به تمنای محالی که تو بر می گردی
منتظر خواهم ماند
واگر جسم مرا , سرخاکی دیدی
یادگاری به سر سینه من,
بنویس
شانه ات تکیه گاه بی کسیم بود,کنون دیگر خاک.....