نيلـــوفر
مرد مثل همان خروسی است که خیال می کند خورشید تنها برای این طلوع می کند که صدای قوقولی قوقوی او را بشنود. “جرج الیوت ”
نيلـــوفر
من دیوانه نیستم... فقط کمی تنهایم... همین! چرا نگاه می کنی؟
نيلـــوفر
شبیـــه کســـی شده ام کــه پشتـــــــ دود سیگــارش با خود می گویــد : ... بایــد تـَرکـــــــ کنـــم ! ســیگــار را... خانــــه را... زندگـــی را... و باز پُــکــی دیگــــر می زند.
نيلـــوفر
باران ، یا دوشِ آب ، چه فرقی میکند؟ وقتی عاشقی ، زیرِ هیچکدام ، آواز نخواند . .
نيلـــوفر
رویا هایی هست که هرگز تعبیر نمی شوند… اما همیشه شیرین اند… مثل رویــــای داشتن تـــــــو… مثل غرق شدن من ،در بوسه های داغ و تب دار تــــــــو…
نيلـــوفر
میتــرســم… کسـی بــوی ِ تنـت را بگیــرد نغمــه ِ دلـت را بشنــود و تو خــو بگیــری به مـــآنـدنـش!!! چـه احســآس ِخـط خطــی و مبـهـمـ یسـت! ایــن عــآشقــآنـه هــآی حســود مــن …
نيلـــوفر
نترس… اگر هم بخواهم از این دیوانه تر نمی شوم گفته بودم بی تو سخت می گذرد بی انصاف حرفم را پس میگیرم… بی تو انگار اصلا نمی گذرد!…
نيلـــوفر
از تو عبور میکنم ، فقط نگاه میکنی من اشتباه میکنم ، تو هم گناه میکنی ازم عبور میکنی ، ببین، سقوط میکنم به من نگاه کن ، بزن ، فقط سکوت میکنم
نيلـــوفر
مدت هاســـــت نه به آمدن کسی دل خوشـــــــم… نه از رفتن کسی دل گیـــــــر… بی کسی هم عالمــــــــــــی دارد…
نيلـــوفر
هر چقدر عطـــرت را عوض کنی باز هم تنـــت، بوی کثیف خیـــانت را میدهد… عزیز لعنـــتی ام…
نيلـــوفر
هر چند ، نمی دانم خواب هایت را با که شریک می شوی اما هنـــوز ، شریک تمام بی خوابی های من تویی…
نيلـــوفر
شب ها خوابم نمی برد… از درد ضربات شلاق خاطراتت روی قلبـــــم بی انصاف… محکم زدی ، جایش مانده است…
نيلـــوفر
جـــــدا که شدیم… هر دو به یک احســـاس رسیدیم تو به “فراغـــــــــــت” من به “فراقــــــــــــت” یک حرف که مهم نیست….