نيلـــوفر
بـخـوان از چـشـم بی خوابم نظر کن بر تن زردم... نـگـر از دوری ات جـانـا چـه بی تابم چه پر دردم
نيلـــوفر
شبي از پشت يك تنهايي نمناك و باراني تو را با لهجه ي گلهاي نيلوفر صدا كردم
نيلـــوفر
نگاه و بوسه و لبخند اگر گناه بود// بیا که نامه ی اعمال خود سیاه کنیم// بیا به نیم نگاهی و خنده ای و لبی //تمام آخرت خویش را تباه کنیم
نيلـــوفر
با توام ، با توخــــــــدا.. یک کمی معجزه کن چند تا دوست برایم بفرست... پاکتی از کلمه جعبه ای از لبخند...
نيلـــوفر
روزه ی سکوت می گیرم به نیـت تمام حرف هایی که کسی منتظر تولدشان نبود و همه ی معادلاتی که در زندگی حل نشده باقی ماند
نيلـــوفر
تمام گلها به دست انسان چیده شدند اما تنها گل خشخاش بود که انتقام همه ی گلها را از انسان گرفت..
نيلـــوفر
منتظر هیچ دستی در هیچ جای دنیا نباش.. اشک هایت را با دست های خودت پاک کن.. که همه رهگذرند.
نيلـــوفر
این روزها کسی به خودش زحمت نمی دهد کسی را کشف کند.. زیبایی هایش را بیرون بکشد.. تلخی هایش را صبر کند... آدمهای امروزی دوستی های کنسروی می خواهند.. یک کنسرو که فقط درش را باز کنند.. بعد یک نفر شیرین و مهربان از تویش بپرد بیرون.. و هی لبخند بزند و بگوید حق با توست...
نيلـــوفر
تـنــم از واسـطــه دوری دلـبــر بـگـداخــــــت...... جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانــه بسوخت
نيلـــوفر
می ترسم فردا که از خواب بیدار می شوم..از قاب عکست هم رفته باشی!! از تو هیچ چیز بعید نیست..
نيلـــوفر
@......................تنهــــایـی را مـــــــــ ـــن که نـه ! مــوهای بُلنــــــــــــــدم خــوب می فَهمَــد هنگامــی که نــاز و عشـــــوه هایم در نگـاهِ چشمــان و هِیبـــَت مـَردانـــــه یِ تـــو نـــَوازش نمی شَــوَد
نيلـــوفر
تنهــــایـی را ستــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاره ها که نـه! آسمـــان بـــــــی مــاه خـــوب می فَهمَـــد هنگامــی که چِشمَـــــک ستـــاره ها را در آغـــــ ــــوش شـب با حَســــ ــــرَت می نِگَـــرَد
نيلـــوفر
راست میگفت دکتر احساس دارد میمیرد ... و ما تشریح میکنیم احساس را...همه با هم...
نيلـــوفر
احساسم کو؟؟همین جاها بود...در کنارم شاید...در کوچه پس کوچه های همین شهرِ شلوغ..آدم و خانه و زندگی در وسعت شهر گمند چه رسد به احساسِ کوچیکِ من....
نيلـــوفر
@.....!!!!شادمان بودم روزی و چنان خندان که گوشت را میگرفتی..تو چنانم کردی که از خنده هایم هیچ نماند و چنانم کردی که اشک دو چشمانم جاری شد..دلتنگ نگاهت شده ام ..