دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اعتراف کنین پیش از آن که از شما اعتراف بگیریم!


( فقط اعتراف های خودتون رو بنویسین)
- کپـــــی پیســـت ممنوع ، ارسالهای مشکوک به کپی‌پیست، در گوگل سرچ میشوند و با متخلف برخورد خواهد شد .

- از ارسالهای نامرتبط و اسپم خودداری کنین .

- لطفا با نظر، لایک و بازنشر از گروه حمایت کنین .

جزئیات گروه

شناسه 187
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
موضوع روزنوشت و شخصی
ارسال 3305 پست
عضو 680 کاربر
طرفدار 79 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 21
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 14
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 33

کاربران گروه

(675 کاربر)

مدیران گروه

(2 مدیر)

برچسب‌های کاربری

اعترافگاه
شناسه‌: 187 · روزنوشت و شخصی
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اعتراف میکنم همیشه این موقع آهنگ لالاییو گوش میکنم ...

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

اعتراف میکنم از بین این همه کاربر فقد با دونفر دوست شدم بعد اصلن هم بهم کاری نداریم....دوری و دوستی هست

^`~اقاقیا( پاییز) ~`^
^`~اقاقیا( پاییز) ~`^

می کنم کارامُ انجام می دم بعد میام تند پستارُ می خونم لایک می کنم و نظر می دم ..بعد یهو پستا بالا و پایین می شن رو اسما کلیک می کنم می رم تو پروفایل بچه ها..گاهی چند بار در روز.. بعد دستپاچه می شم سریع می بندم...ناراحت نشید سهویه

مطهره ورژن ِ پسرونه : )
مطهره ورژن ِ پسرونه : )

میکنم من امشب میخواستم بچه خوبی باشم و عصبانی نشم...میخواستم دیگه چیزی نگمو مهربون باشم...ولی نشد...متاسفانه یه نفر اینجا پتانسیل رو اعصاب بودنش خیلی زیاده...دیگه نتونستم تحمل کنم...من دوباره سگیه سگی شدم....حالا منو جمع کنید...

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم یک خواهر زاده دارم 2 سال از خودم کوچیکتر یک روز که کوچیک بودیم دستش زخم شده بود منم تریپ دکتری برم داشت بهش گفتم بیا تا خوبت بکنم هیچی دستش را باچرخ خیاطی اومدم بدوزم که سوزن تو انگشتش شکست البته من اونروز 5 سالم بود اونم 3 سالش

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم وقتی میخوام خواهر زاده هام را تنبیه بکنم صورتم که ته ریش داره را میچسبونم به لپشون و عذابشان میدم و آنها فقط میگن بله قربان چشم قربان

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
4f4241b2d55.jpg Mohammad

اعتراف میکنم بچه بودم از این دختره "دیانا" خوشم اومده بود...چیه اینجوری نیگا نکنین خب خوشگل بود...صداشم خشکل بود

amirhosein
amirhosein

اعتراف میکنم دعوام شد گرفتم طرف را سیر زدم هیچی فرداش اونم با چند نفر اومدن و من سیر زدن واین شد که من دیگه دعوا نکردم و شدم پسر خوفی

marzi
marzi

ی ماه 90 و خرده ای بابت sms دادم

elahe
elahe

اعتراف میکنم موقع دروغ گفتن هرکی تو چشام نگاه کن حالیش میشه که دارم دروغ میگم

ᄊム尺ノム   ツ
ᄊム尺ノム ツ

اعتراف میکنم خیلی آدم لجبازی ام حتی با خودم ! از اونجا که میدونم سعی میکنم کنترلش کنم ... ولی اگه کسی باهام لج کنه از عمد، کوتا نمیام

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

اعتراف میکنم اینقدر بدم میاد از این آدمایی که خیلی حرفای مثلا بزرگتر از خودشون میزنند که نشون بدن با کلاس هستند معمولی هم حرف بزنی مشخصه با کلاس هستی یا نه...واالا

♥♫ محمدامین : ) ♥♫
♥♫ محمدامین : ) ♥♫

اعتراف میکنم هَمَتونو دوست دارَم : )

*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*
*♥¸ .•.´∂Ʈ∂ɧooᖇ´.•.¸♥*

اعتراف میکنم امروز یکی یه حرف چرت زد چنان با پشت دستم کوبیدم تو دهنش که همزمان لب و بینیش خون اومد دلم خنک شد ....فکر میکردم بعد از مدتها حرکات تکواندو یادم رفته ولی دیدم نه دستم هنوز قویه جالبه که خودم اصلا دردم نیومد ...

bano °✿ روزهای رویایی °✿
bano °✿ روزهای رویایی °✿

اعتراف میکنم آخرین روز اردو بچه ها گریه میکردند ولی من از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم نمیتونستم درک شون کنم حال و هوای خونه یه چیز دیگه است به قول معروف هیچ جا مثل خونه خود آدم نمیشه